واکاوی عناصر تاریخ فرهنگی هنر ایران در تاریخنگاری هنر
نویسندگان
1 استادیار گروه هنر و ادبیات ایران، بنیاد ایرانشناسی، تهران، ایران
doi
10.22034/chs.2023.207594چکیده
تاریخ فرهنگی یکی از شاخههای نوپای علوم تاریخی است که نگاهی از منظر تاریخ به مباحث فرهنگی دارد. در این الگو که درپی فروریختن سلطه تاریخ سیاسی و برآمدن رویکردهای جدید تاریخی و فلسفی بنیان نهاده شد، فرهنگ بهمثابه میراث اجتماعی، موضوع اصلی رویکردی تاریخنگارانه قرار میگیرد؛ در این میان یکی از حوزههای مطالعاتی پراهمیت و از قضا مغفول، تاریخنگاری هنر است که سابقهای بیش از دو سده در ثبت میراث هنری جهان و از جمله ایران دارد؛ بر همین اساس، این مقاله بر مبنای مطالعة موردی چهار اثر شاخص تاریخنگاری هنر (دو مورد در هنر جهان و دو مورد در هنر اسلامی) و با هدف شناسایی میزان توجه این آثار به مقولههای تاریخ فرهنگی در نگارش تاریخ هنر استوار شده است تا از این میان میزان ملاحظه این مورخان به بافت و زمینههای فرهنگی هنر در ایران و موارد مغفول معین شود. مقاله با رویکرد کیفی و توصیفی- تحلیلی سامان یافته و یافتهها حاکی است که این آثار در توجه به مقولات فرهنگی در تحلیل هنر ایران یکسان نبودهاند؛ چنانکه از لحاظ کمّی نیز با توجه به تمرکز دو کتاب گامبریچ و گاردنر بر تاریخ جهان، حجم کمی در این دو مجموعه به هنر ایران اختصاص یافته است. این یافته بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که ارنست گامبریچ خود از پیشگامان نگارش تاریخ فرهنگی هنر است، اما بهنظر میرسد این رویکرد او تحتتأثیر میزان بسیار اندک و محدود توجه او به تاریخ هنر ایران قرار گرفته است. بیشترین نمودهای عناصر فرهنگی نیز در کتاب هنر اسلامی (ایروین) مشهود است که با درنظرگرفتن گرایشهای فکری و ملاحظة بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع اسلامی در نگارش تاریخ هنر توسط این مورخ قابل تحلیل است.