بررسی مدلهای ارتباطی اخلاق و عرفان از منظر وینرایت و ارزیابی آن از دیدگاه عرفان اسلامی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/jptr.2023.9362.2884چکیده
وینرایت مناسبات اخلاق و عرفان را در دو گونه احتمالی در نظر میگیرد: (1) اضمحلال اخلاق در بستر عرفان، (2) تقویت اخلاق توسط عرفان. او برای هر یک از این دو گونه، دلایلی را ذکر و تحلیل کرده و سپس دیدگاه خود را بیان کرده و در نهایت به این نتیجه دست یافته که اخلاق و عرفان از یکدیگر منفکاند. به زعم او، این انفکاک نه باعث تقویت آنها توسط یکدیگر میشود و نه موجب اضمحلال آنها. این نوشتار، با نقد استدلالهای وینرایت و برشماری و توضیح مدلهای پنجگانه مناسبات اخلاق و عرفان بر اساس دیدگاه عرفان اسلامی، به این نتیجه میرسد که بر خلاف دیدگاه او، ارتباط اخلاق و عرفان در دو گونه یادشده خلاصه نمیشود و فروکاستن این ارتباط به آن دو گونه، ظرفیتهای بسیارِ دخیل در بحث را مغفول مینهد. با این بررسیها نشان داده میشود که استدلالهای اصلی برای اثبات ناکارآمدی عرفان در شکلدهی به نوعی اخلاق، موجه نیست، بلکه استدلالهای عارفان در این راستا که عرفان، هم در مرحله فرااخلاق و هم در مرحله هنجاری، موجب تقرر اخلاق میشود، کافی به نظر میرسد. در پایان، با توجه به آنچه گفته میشود خواهیم دید که باید به این دیدگاه ملتزم شویم که نگرش عرفانی برای زیستی کاملاً اخلاقی (در مراحل نهایی اخلاق) ضروری است.