بررسی انتقادی رابطه گرایش تلویحی و شکاکیت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه معاصر، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 استاد، گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.22091/jptr.2023.8976.2832چکیده
در این مقاله میکوشیم با بیانِ معانی گوناگونِ «گرایش تلویحی» (Implicit Bias) تبیین دقیقی از مفهوم و انواع آن به دست دهیم. این گرایشها به واسطه انجام آزمونهای تجربی و به نحو غیرمستقیم در هر فردی میتوانند مشخص شوند. چنین گرایشهایی دارای پیامدهای معرفتی متفاوتی هستند که از جمله مهمترین آنها میتوان به شکاکیت اشاره کرد. جنیفر سول استدلال کرده است که ما دلایل بسیار خوبی در دست داریم که نشان میدهد داوریها، تصمیمها و ارزیابیهای ما درباره گزارهها و استدلالها تحت تأثیر گروههای اجتماعیای قرار دارد که فرد اقامهکننده آن استدلال یا گزاره عضوی از آن است، و چنین تأثیری به قدری زیانآور است که میتواند در اکثر موارد ما را به اشتباه دچار کند. بدین ترتیب، او اشاره میکند ما در اکثر داوریهای روزمره خودمان دچار اشتباه میشویم، و این شکاکیتی را در پی دارد که برای مقابله با آن به اقدامی عملی نیازمندیم. ما استدلال میکنیم که دیدگاه سول از جهات گوناگونی دارای ابهام است: (1) تقریر وی از شکاکیت بسته به اتخاذ نوع خاصی از معنا برای گرایش تلویحی است و لزوماً شامل معانی دیگر نمیشود. (2) دیدگاه سول بر خوانش خاصی از تجربهگرایی استوار است که در پی آن ذهن در ساختن باور هیچ مشارکتی ندارد و مانند ماشینی خنثی عمل میکند. (3) استدلال سول یک استدلال خودویرانگر است. (4) او هیچ معیار و سازوکار دقیق و کلی برای اَثرپذیری افراد از گرایشهای تلویحی بیان نکرده است. (5) ارزیابی او از عدم تأثیر شکاکیت سنتی در زندگی عملی نادرست است. (۶) در نهایت، این اثرپذیری در هر فردی متفاوت از فرد دیگر است و شدت و ضعف آن در افراد مختلف روشن نیست.