معضل فرگه-گیچ و منطق طرزتلقیهای مرتبه بالاتر
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22091/jptr.2023.8984.2833چکیده
ابرازگرایی اخلاقی مدعی است (1) جملات اخلاقی فاقد شرایط صدق هستند و (2) هدف ما از بیان جملات اخلاقی ابراز طرزتلقیهای اخلاقی مثل تمایلات، خشنودیها و ناخشنودیهایمان است که سرشتی ناشناختیگرایانه دارند. این دیدگاه با مشکل مهمی روبروست که به معضل فرگه-گیچ شهرت یافته است. جملات اخلاقی بخشی از معناشناسی جملات مرکب هستند؛ P (یک جمله اخلاقی) در تناقض با P⁓ قرار میگیرد و منطقاً میتوان Q را از P و «اگر P آنگاه Q» استنتاج کرد (استدلال وضع مقدم). ناشناختیگرایان منکر آنند که معنای جملات اخلاقی در جملات مرکب و جملات اتمی یکی است. اگر معنای P در قالب جمله مفرد با معنای آن در مقدمِ جملۀ شرطیه یکی نباشد، استدلال مذکور نامعتبر خواهد شد، در حالی که میدانیم استدلالی معتبر است. بلکبرن مدعی است جملات مرکب بیانگرِ طرزتلقیهای مرتبه بالاتر نسبت به طرزتلقیهای مطرحشده در جملاتِ کوچکترِ تشکیلدهندۀ آنها هستند. لذا اگر مقدمات یک استدلال معتبر را تأیید و نتیجه آن را انکار کنیم، طرزتلقیهای ما دچار تعارض میشوند، همان طور که اگر همزمان به P و P⁓ باور داشته باشیم دچار تناقض میشویم. رویکردِ طرزتلقیهای مرتبه بالاتر مشکلات متعددی دارد. پذیرش مقدمات یک استدلال اخلاقی و انکار نتیجۀ آن، با رویکرد ابرازگرایانه نهایتاً شخص را به تناقض اخلاقی میرساند، نه تناقض منطقی. علاوه بر این، ابرازگرایی از تبیین تناقض آشکارِ حاصل از بیانِ P و P⁓ نیز ناتوان است. راهحل بلکبرن برای ایجاد یک طرزتلقی جدید، مثل مدارا، نیز قادر به حل مشکل نیست.