بررسی انتقادی مؤلفههای انفسی و آفاقی نظریه معنای زندگی تدئوس متز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه دین، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه فلسفه دین، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22091/jptr.2022.8559.2758چکیده
تدئوس متز با ارائه نظریهای غیرنتیجهگرایانه در معنای زندگی کوشیده است تا تبیین جامعی از معناداری زندگی بیشتر انسانها ارائه دهد. نظریه وی بر سه مؤلفه استوار است: (1) مؤلفه انفسی، یعنی «گرایش مثبت ساحت عقلانی» انسانها به ارزشهای آفاقی؛ (2) مؤلفه آفاقی، یعنی ارزشهای برخاسته از خوبی، حقیقت و زیبایی به عنوان بسترهای معنابخش؛ و (3) ارائه راههای تشخیص ارزشهای آفاقی معنابخش. در این مقاله، با روش تحلیلی-انتقادی، ابتدا نظریه متز و مؤلفههای آن تبیین خواهد شد. سپس مهمترین انتقادات به دو مؤلفه انفسی و آفاقی نظریه متز ارائه میشود که این انتقادها از این قرارند: (1) دفاع از معنابخشی نگاه نتیجهگرایانه به معنای زندگی، (2) ناسازگاری نظریه متز با شهود انسانها، (3) عدم توجه آن به نقش جنبههای عاطفی در معناداری زندگی، (4) معنابخشی برخی شروط ضروری، (5) تردید در معنابخشی شروط اساسی، (6) ناتوانی شروط اساسی از تبیین معناداری برخی کارهای هنری، و (7) عدم توجه به معناداری کنشهای رباتهای هوشمند. در ادامه نشان داده میشود که اگرچه متز توانسته به بسیاری از انتقادات پاسخ دهد، ولی به معناداری کنشهای رباتهای هوشمند توجه نکرده است. اگر بتوان توان محاسباتی در رباتهای هوشمند را از قابلیتهای ساحت عقلانی انسان شمرد، میتوان حدی از ساحت عقلانی را در آنها پذیرفت و بدون نیاز به فرارفتن از ساحت حیوانی از معناداری کنشهای رباتهای هوشمند نیز دفاع کرد.