بررسی انتقادی رویکرد ماریو آلای برای حل مسئله تعین ناقص نظریههای مکانیک کوانتومی در دفاع از رئالیسم علمی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف؛ دبیر فیزیک در آموزش و پرورش، تهران، ایران
2 استادیار، فلسفه علم و فناوری، گروه آموزش فیزیک، مرکز شهید بهشتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22091/jptr.2022.8473.2744چکیده
تعین ناقص تجربی از جمله مسائلی است که موضع رئالیستها در مورد شناخت مشاهدهناپذیرها را با چالش روبهرو میسازد. ماریو آلای در پاسخ به این مسئله مدعی است که تعین ناقص (چه در گذشته و چه امروزه) نتوانسته و نمیتواند موضع رئالیسم علمی را با اشکال روبهرو سازد. او ابتدا همصدا با دیگر رئالیستها، مزیتهای نظری را برای شکستن تعین ناقص معرفی میکند و برای رهایی از ایرادات بهکارگیری مزیتهای نظری، راهکار ویژهای ارائه میدهد. با این که آلای معتقد است که مزیتهای نظری به خوبی میتوانند تعین ناقص بروزیافته در مورد بیشتر نظریهها در تاریخ علم را بشکنند، اقرار دارد که امروزه به واسطه بهکارگیری مزیتهای نظری، تعین ناقص بین بدیلهای مکانیک کوانتومی شکسته نمیشود. به همین دلیل، وی برای دفاع از موضع رئالیستی در این مورد ویژه، راهحل جدیدی را ارائه میدهد که در آن بر توافقات و اشترکات مشاهدهناپذیر مفروض در هستیشناسیهای نظریههای بدیل انگشت میگذارد. در این مقاله، با بررسی انتقادی رویکرد ماریو آلای در مواجهه با مسئلۀ تعین ناقص تجربی نشان داده میشود که راهکار وی برای رفع ایرادات بهکارگیری مزیتهای نظری خالی از اشکال نیست. همچنین راهحل پیشنهادیاش برای حفظ موضع رئالیستی در مورد نظریات مکانیک کوانتومی با سه اشکال مواجه است: تقلیل نظریات بدیل به یکدیگر و منحل کردن مسئله به جای حل مسئله، ناسازگاری و ابهام در صدق اشتراکات، و نبود تضمین در وجود اشتراکات و ناکارمدی برای تعمیم راهحل برای موارد احتمالی دیگر.