بررسی تحلیلی- انتقادی خود صوری در فلسفه ذهن جان سرل
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه اسلامی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران
doi
10.22091/jptr.2022.7676.2655چکیده
سرل تحت تأثیر هیوم منکر جوهر غیرجسمانی نفس است، اما با فاصلهگیری از او، نظریه «خود صوری» را مطرح کرده است. این نوشتار نظریه سرل را توصیف کرده، سپس با بررسی تحلیلی عقلی ناتمامی آن را نشان میدهد. هیوم هر ادراکی را متمایز از سایر ادراکها میدانست. به اعتقاد سرل، در این صورت، نمیتوان میان یک آگاهی دارای ده تجربه با ده آگاهی متفاوت که هر یک تجربهای برای خود دارد، تمایز نهاد، در حالی که ما دارای یک میدان وحدتیافته از آگاهی هستیم که مدام رو به گسترش است. در مفهوم نوهیومی او، نفس یک مغز جسمانی دارای رابطه علّی با جهان است که حامل قلمروهای آگاه وحدتیافته است. او در مرحله دوم، با طرح وجود سه شکاف میان مقدمات روانشناختی و کنش ارادی بر ضرورت طرح ایدهای غیرهیومی از نفس استدلال میکند. عوامل روانشناختی متقدم بر کنش موجب ضرورت تحقق آن نمیشوند، در نتیجه، تنها با یک نفس غیرهیومی فروکاستناپذیر میتوان این شکافها را پر کرد و تحلیلی درست از کنش ارادی به دست داد. البته این نفس غیرهیومی تنها یک نفس صوری است. همچنان که در ادراک بصری، منظر شرطی مطلقاً صوری برای فهمپذیر کردن تجربهها است و هیچ ویژگی جوهری/ واقعی دیگری ندارد، خود سرلی نیز مفهومی است مطلقاً صوری، اما پیچیدهتر. این پژوهش روشن میکند که خود صوری سرل برآمده از طبیعیباوری وی و تلاش برای تحلیل پدیدههای ذهنی بر اساس امور فیزیکی است، اما به رغم تلاش وی، این نگرش نمیتواند اتصال تجارب نفسانی و نیز شکافهای سهگانه در ساختار کنش ارادی را پر کند.