جایگاه دیالکتیک و تشابه (آنالوژی) در الهیات افلوطین

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2022.7681.2651
چکیده

ابتدا فیلسوفان یونان باستان بودند که «دیالکتیک» را در فلسفه به کار بردند، البته طی تاریخ فلسفه تغییراتی نیز در کاربرد آن ایجاد شد. «تشابه» نیز در آثار افلاطون به قوت وجود دارد. افلوطین نیز در انئادها دیالکتیک و تشابه را مطرح کرده است. در بررسی زبان دین افلوطین می‌توان دیالکتیک و تشابه و نیز روش‌های سلبی و سکوت را ردیابی کرد. دربارۀ الهیات سلبی افلوطین سخن بسیار گفته شده است، اما بحث از دیالکتیک و تشابه در الهیات افلوطین مغفول مانده است. پرسش این است دیالکتیک و تشابه در مباحث الهیاتی افلوطین چه جایگاهی دارد؟ آیا می‌توان میان دیالکتیک و تشابه با الهیات افلوطین پیوندی یافت؟ افلوطین دیالکتیک را در رسالۀ سوم «انئاد اول» در معانی مختلف بررسی می‌کند، هم به عنوان روش و هم به عنوان یک علم، و البته در هر دو معنای دیالکتیک به «حقیقت» و «واقعیت برین» توجه دارد. دیالکتیک نزد او عالی‌ترین بخش فلسفه است و صرفاً ابزار نیست. علاوه بر دیالکتیک، او در «انئاد پنجم» از تشابهِ (آنالوژیِ) «شاه»، «آتش» و «خورشید» در توصیف احد بهره می‌گیرد. این نوشتار بنا بر متون افلوطین به توصیف و تحلیل مسئلۀ حاضر می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که در هر دو خوانش دیالکتیکی و تشابهی، توصیف سلبی تفضیلی و ایجابی از احد در تلفیق با هم صورت می‌گیرد.