طرحی برای روششناسی مطلوب در فلسفه اولی با تأکید بر آراء اندیشمندان معاصر ایرانی
نویسندگان
1 استاد، گروه فلسفه، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی، گروه فلسفه، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ایران
doi
10.22091/jptr.2022.7456.2645چکیده
مقاله حاضر درصدد پاسخ به این مسئله است که فیلسوف در پاسخ به مسائل فلسفی باید از چه روش و منابع معرفتی استفاده کند و در بهکارگیری چه منابع و روشهایی محدودیت دارد. پیشفرض مقاله در پاسخ این است که میان غایت، موضوع و روش فلسفه رابطه مستقیم وجود دارد، و تعیین روش و منابع معرفتی مورد استفاده در فلسفه تابعی از غایت و موضوع فلسفه است. با ملاحظه موضوع و مسائل مطرح در فلسفه، آشکار میگردد که بحث از مشترکات میان موضوعات علوم یا واقعیتهای گوناگون غایت اصلی فلسفه اولی است. سپس با در نظر گرفتن دو مرحله اساسی در روششناسی علوم، یعنی اولاً طرح مسئله و فرضیهپردازی و ثانیاً سنجش و اکتشاف نظریه، به این نتیجه میرسیم که در مرحله طرح مسئله فلسفی، شهودهای خاص و همگانی (حسی- وجدانی)، نقل و تجربه (به عنوان زمینهساز)، در کنار تحلیلهای عقلی نقش دارند؛ اما در ناحیه سنجش و اکتشاف نظریات، باید قائل به تفصیل شد: اگر بر همگانی بودن اثباتپذیری مسائل فلسفی تأکید داشته باشیم، نسبت به عوارض وجود، صرفاً تحلیلهای عقلی و نسبت به مبادی وجود و تقسیمات وجود (ناظر به موضوعات علوم) تحلیلهای عقلی در کنار شهود، تجربه و استقراء به کار گرفته میشود؛ و اگر ارجاع معرفتی به نحو تفصیلی مد نظر نباشد، در هر سه مورد میتوان در کنار تحلیل عقلی و تجربه، نقل قطعی را نیز به کار گرفت.