مبانی فلسفی جرم‌انگاری؛ تحلیل رذایل اخلاقی از چشم‌انداز نظریه خودحاکمیتی و اصل آسیب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد، گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2021.7055.2561
چکیده

در عرصه فلسفه حقوقِ فضیلت، نظریه اخلاق فضیلت برای توجیه فلسفی جرم‌انگاری به کار می‌رود. از همین‌رو، به منظور مطرح‌کردن نوعی نظریه جرم‌انگارانه فضیلت‌گرا به گرانیگاه این نظریه، یعنی رذایل اخلاقی، توجه ویژه می‌شود. جرم‌انگاری رفتارهایِ رذیلانه با دشواری‌هایی مواجه است، از جمله تهدید خودمالکیتی و توجیه این رفتارها در ترازوی اصل آسیب. اکنون پرسش اصلی این است که: گسترۀ جرم‌انگاریِ رذایل اخلاقی در بستر نظریه خودحاکمیتی تا کجا است؟ همچنین، می‌توان این پرسش را مطرح کرد که: چگونه نظریه جرم‌انگار فضیلت‌گرا می‌تواند بنا بر خوانشی از اصل آسیب توجیه شود؟ نوشتار حاضر با روشی توصیفی‌تحلیلی به این رهیافت نائل شده است که جرم‌انگاری بعضی از رذایل اخلاقی موجب می‌شود حق خودمختاری شهروندان نقض شود. از این‌رو جرم‌انگاری این رفتارها موجه نخواهد بود. از دیگر سو، از چشم‌انداز نظریه جرم‌انگاری فضیلت‌گرا، رذیلت اخلاقی شرط کافی و حتی لازم برای جرم‌انگاری نیست. به همین دلیل، با فرض اینکه جرم‌انگاری رذیلتی، بر اساس خوانشی از اصل آسیب، موجه باشد، آنگاه الزاماً نمی‌توان ادعا کرد که به‌کارگیری حقوق کیفری علیه این رفتار کارآمد است. افزون بر این، هدف از پژوهش پیش رو، تبیین حدود و دشواری‌هایِ نظریه جرم‌انگاری فضیلت‌گرا در بستر نظریه خودحاکمیتی و اصل آسیب است.