نمود مطربان، آلات و عناصر طرب در شعر حافظ شیرازی

نویسندگان

1 Assistant Professor of Islamic Studies, Bushehr Medical School, Bushehr, Iran , mkeshavarz_59@yahoo.com

doi
چکیده

در تاریخ ایران باستان، مطربان با نام‌هایی همچون گوسان، خنیاگر و رامشگر، جایگاه اجتماعی و فرهنگی قابل ذکری داشته­اند. با آمدن اسلام، دامنه حضور و نفوذ آنان به تاریخ ایران بعد از اسلام و متون ادبی و تاریخی این دوره کشانده شد. دیوان حافظ از نمودهای بارز تجلی این صنف و عناصر و آلات طرب آنان به شمار می‌رود. چرایی و چگونگی نمود مطربان در دیوان حافظ، موضوع تازه و در خور بررسی­ای است که تبیین ابعاد و زوایای آن، پژوهشی مستقل می­طلبد. این جستار با روشی توصیفی­ـ تحلیلی درصدد پاسخ‌گویی به این سؤال­هاست که مطربان و آلات و عناصر طرب، چگونه در شعر حافظ متجلی شده‌اند و علل و چرایی نمود آنان در شعر وی چه بوده است؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که در شعر حافظ مطربان با نام‌هایی همچون مغنی و مطرب نمود یافته­اند و آلات و عناصر طرب ـ همانند صراحی، دف، چنگ، رباب، می و...ـ با بسامد بالا و به‌منظور ارائه و خلق تصاویر و مضامین عاشقانه، عارفانه و تعلیمی، بازتولید و تکثیر شده‌اند. زمینه‌های مساعد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیراز عصر حافظ، نقش مثبت و اثرگذار مطربان در تزریق شادی به مردمان، ارتباط تنگاتنگ شعر با موسیقی و آواز، علاقه حافظ به آواز و شاید تبحر وی در این رشته، ناپایداری حال جهان و غنیمت دانستن فرصت و نیز شناخت بالای حافظ از صنف مطربان و ادوات موسیقی، از عوامل و چرایی نمود مطربان در دیوان وی به‌گونه‌ای بسیط و گسترده بوده است.