انحطاط­اندیشی تمدن ایرانی­ـ اسلامی در تاریخ­پژوهی زرین­کوب

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه خوارزمی تهران ، manochehryosefi44@gmail.com

4 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
چکیده

عبدالحسین زرین­کوب از جمله ادیبان و تاریخ­پژوهان ایرانی است که آثار گوناگونی در زمینه­های مختلف به رشته تحریر درآورد. اندیشه انحطاط­شناسانه از جنبه­های پُرمحتوای نوشته­های اوست. او متأثر از میراث فکری تاریخ­نگاران عصر ناصری و متجددان نظریه­پرداز دوره رضاشاه، به عوامل مؤثر بر انحطاط تمدن ایرانی­ـ اسلامی پرداخت. زرین­کوب در لابه­لای آثارش با مقایسه ادوار تاریخ ایران، نه فقط تبیین­های پیشینیان را بازتولید کرد، بلکه عناصری دیگر بر آن افزود. بر این اساس، یکی از مهم­ترین تلاش­های وی برای خروج از این وضعیت منحط، طرح دوباره مسئله انحطاط بود. او با طرح این مسئله، با رویکردی تاریخی به انحطاط مزمن تاریخی ایران و تمدن اسلامی پرداخت. یافته­های این تحقیق، بر ­اساس روش تحلیلی ـ توصیفی نشان می­دهد که زرین­کوب راز­ و ­رمز چرایی انحطاط را به مؤلفه­هایی همچون بی­تسامحی، یونانی­مآبی، جبرگرایی و خردستیزی نسبت می­دهد. وی توجه به مُدارای دینی، بیگانه­دوستی، آزادی فکر و خردورزی را برای سیاست­مداران امروزی جامعه ایران آموزنده و انحراف از این ویژگی­ها را مصیبت­بار می­داند. از این حیث، کانون اندیشگی وی برای حلِ مسئله انحطاط در ایرانِ پیشامدرن و معاصر، بازآفرینی و استمرار عناصر فرهنگی و قومی ِبرجای­مانده از گذشته تاریخی است.