سیاست اشیای جهانی در ایران پساجنگ
نویسندگان
1 استادیار - گروه جامعه شناسی - دانشکده علوم اجتماعی - دانشگاه تهران
doi
10.22059/jisr.2022.336041.1267چکیده
این پژوهش با بررسی همزمان گذار فرهنگی و مادی نشان میدهد چگونه روابط متغیر اشیا و زبان، نوع خاصی از سیاست را در تهران، در فاصلۀ سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ پدیدار میکند. گفتمان لیبرال «پسااسلامگرا» ی اصلاحات درخصوص اشیای وارداتی ایجاد شد که به آنها ارجاع میداد و با آنها بسط مییافت. در مقابل، واژۀ «اسلامگرا» ی نسل دوم، حزباللهیها درمورد همان اشیای وارداتی نامتقارنی بازسازی شد که بخشهای مهمی از قشر ضعیف به آن دسترسی نداشتند. بدینترتیب دو گفتمان اصلاحطلب و حزباللهی در کنار اشیائی که به هریک مربوط بود، دو شیوۀ زندگی متمایز ایجاد کردند که علاوهبر ایدههای متفاوت هریک، با اشیای جهانی نامتقارن نیز از یکدیگر منفک میشدند. این فرایند روابط پیشین بین واژهها و مرجعهای مادی، آنها را سست و امکان جایگزینی دالها در سطح بیشمار مدلول را با سرعت زیادی فراهم کرد؛ بهطوریکه «فرهنگ شهادت» که در دهۀ 13۶۰ در ایران رایج بود، بهسرعت رنگ باخت.