شناسایی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر مصرف انرژی خانگی (مروری سیستماتیک بر مطالعات حوزۀ انرژی در ایران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
3 استادیار پژوهشگاه نیرو
4 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jisr.2022.330234.1237چکیده
امروزه مسئلۀ انرژی و مصرف آن از مسائل مهم جهان از جمله ایران (بهویژه مصرف در بخش خانگی) است. این پژوهش بهمنظور شناخت عوامل مؤثر بر مصرف انرژی خانگی و تعیین چشماندازهای پژوهشی آتی در این حوزه صورت گرفته است. در راستای شناخت مصرف و رفتار مصرفی در بخش خانگی، مطالعات متعددی انجام شده، ولی زوایای دید هر پژوهش، متکی به عناصر خاصی بوده است. رویکرد مرور سیستماتیک میتواند با بررسی و تحلیل یافتههای تحقیقات، آنچه در پژوهشهای مختلف گزارش شده است، در قالب جدید تحلیل و ارائه کند؛ در این تحقیق با استفاده از مرور سیستماتیک، از طریق خوانش 176 مقاله و غربالگری آنها و درنهایت انتخاب 40 مقالۀ علمی، سعی شده عوامل مؤثر بر مصرف انرژی خانگی مطرح شود. یافتهها از طریق بهکارگیری روش کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) و مقولهبندی فرعی و اصلی آنها حاصل شده است. برای اعتبار از راهبردهای اعتبارپذیری، تاییدپذیری و اطمینانپذیری استفاده شده است. از میان دادههای بررسیشده، سه سطح کلان (حاکمیت)، میانه (اجتماع) و خرد (خانواده) حاصل شده و روابط مستقیم و غیرمستقیم در هر سطح، در قالب مدل علی تدوین شده است. نتایج نشان میدهد در سطح حاکمیت (نظام آموزشی و رسانه، سیاستهای انرژی و قانونگذاری، مدیریت اجرایی دولت و نهادهای مرتبط با انرژی، مدیریت تولید، توزیع و مصرف انرژی، توسعۀ فناوری، و استاندارد شهرسازی و معماری)، در سطح اجتماع (عوامل اجتماعی و فرهنگی، آگاهی عمومی و عوامل میانفردی) و در سطح خانوار (ویژگیهای جمعیتشناختی خانوار، سبک زندگی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی) بر مصرف انرژی خانگی تأثیرگذار هستند. نتایج این پژوهش میتواند راهنما و هدایتکنندۀ پژوهشهای آتی در حوزۀ انرژی، برای گسترش تحقیقات بینرشتهای (با ورود عوامل جامعهشناختی) باشد.