تحلیل جلوههای خشونت نمادین در رمان «زوال کلنل» از دیدگاه نظریۀ جامعهشناختی پییر بوردیو
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.22067/jls.2024.84825.1514چکیده
«زوال کلنل»، رمانی سیاسی از محمود دولتآبادی است که به روایت زندگی یک افسرِ سابقِ ارتشِ شاهنشاهی ملقب به «کلنل» میپردازد. هریک از فرزندان کلنل با گرایشهای سیاسی متفاوت، در گذر از انقلاب 1357 به سرنوشت تلخی دچار میشوند. در این رمان، فضایی تیرهوتار و خفقانآور حاکم است که سیطرۀ امنیتی و ایدئولوژیکی دولتهایی تمامیتخواه را نشان میدهد. بر اساس نظریۀ پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، دولت در قامتِ یک اَبرمیدان و فراسرمایه با بهرهگیری از دو ابزار قدرت؛ خشونت فیزیکی (زور) و خشونت نمادین (درونی کردن روابط سلطه)، به حاکمیت خود مشروعیت میبخشد. بوردیو برخلاف همۀ صاحبنظران، خشونت نمادین را بهعنوان نیمۀ پنهان دولت، مهمترین عامل سلطۀ دولت میشمارد و ریشۀ آن را در باورها و ضمیر ناخودآگاه عاملان اجتماعی میداند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این رمان بر اساس نظریات جامعهشناختی پییر بوردیو است تا با رویکردی بینارشتهای (جامعهشناسی و ادبیات) و روشی توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از مبانی نظریۀ پییربوردیو به تأثیرات روابط سلطه بهویژه خشونت نمادین در این اثر بپردازد. بر اساس یافتههای این پژوهش، در این رمان با جلوههایی از خشونت نمادین مواجه هستیم که حاصل درونی شدن قواعد سلطه و در نتیجه همدستی و سلطهپذیری شخصیتهای رمان است. این فضا چنان عرصه را بر شخصیتهای اصلیِ داستان تنگ میکند که آنها را به مرز فروپاشی درونی میرساند.