شناسایی مؤلفه‌های اجرایی حفاظت از محیط‌زیست مبتنی بر کاربست مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی ایران: تحلیل اکتشافی مبتنی بر توسعه مدل ادواردز

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

2 استادیار، گروه مهندسی ایمنی، بهداشت و محیط زیست (HSE)، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

3 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.

doi
10.22034/envj.2025.533351.1522
چکیده

مقدمه: در پاسخ به چالش‌های فزاینده زیست‌محیطی کشور، به‌ویژه در حوزه اجرای سیاست‌ها در سازمان‌های دولتی ایران، این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های اجرایی حفظ محیط‌زیست مبتنی بر کاربست مدیریت دانش طراحی و انجام شده است. در این مطالعه، مدیریت دانش نه به‌عنوان یک متغیر، بلکه به‌مثابه یک بستر مفهومی و عملیاتی در نظر گرفته شده که از طریق سه بعد کسب دانش، تسهیم دانش و ارزیابی دانش، زمینه‌ساز ارتقاء اثربخشی اجرای سیاست‌های این حوزه می‌گردد. چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر مدل چهارمولفه‌ای ادواردز است که با افزودن مؤلفه فرهنگ سازمانی توسعه یافته و با شرایط نهادی ایران منطبق گردید. این چارچوب با بررسی مدل‌های پیشین اجرا و تلفیق آن با ادبیات مدیریت دانش، ظرفیت تحلیلی بالاتری در فهم موانع و قابلیت‌های نهادی ارائه می‌دهد.مواد و روش‌ها: این پژوهش که برگرفته از یک رساله دکتری با رویکرد کاربردی - توسعه‌ای و در قالب مطالعه‌ای توصیفی - پیمایشی انجام شده و داده‌ها از 50 تن از خبرگان حوزه محیط‌زیست و مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی، با بهره‌گیری از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته و تحلیل اسناد توسعه‌ای گردآوری شده‌اند. ابزار پژوهش شامل ۱۵ گویه بر پایه پنج مؤلفه اولیه بود که در تحلیل عاملی به چهار مؤلفه اصلی تقلیل یافت و روایی آن با نظر خبرگان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (α = 0.810) سنجیده شد. همچنین، نتایج آزمون KMO (0.643) و بارتلت (χ² = 389.270, p < 0.001) مؤید کفایت داده‌ها برای تحلیل عاملی بودند. افزون بر آن، برای تحلیل روابط درونی بین مؤلفه‌ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن مبنای پژوهش آتی خواهد بود. ترکیب روش‌های آماری با تحلیل اسناد رسمی، رویکردی تلفیقی و شواهدمحور در این پژوهش رقم زده است.نتایج: تحلیل عاملی نشان داد که 15 گویه در قالب چهار مؤلفه اصلی بارگذاری می‌شوند: ساختار سازمانی (3 گویه)، ارتباطات سازمانی (3 گویه)، منابع و گرایش مجریان (6 گویه) و فرهنگ سازمانی (3 گویه) که در مجموع 40/69 درصد از واریانس کل را تبیین می‌کنند. تمامی گویه‌ها دارای بار عاملی بالاتر از 522/0 بودند. نتایج نشان می‌دهد که مؤلفه "منابع و گرایش مجریان" با بیشترین مقدار ویژه (377/3) و بالاترین سهم در تبیین واریانس کل (51/22 درصد)، مهم‌ترین عامل در اجرای موفق سیاست‌های زیست‌محیطی به‌شمار می‌رود. از سویی، مؤلفه فرهنگ علی‌رغم میانگین پایین‌تر در ارزیابی‌های توصیفی، دارای انسجام مفهومی بالا و بارهای عاملی قوی (تا 856/0) بوده و نقش نرم‌افزاری و بنیادینی در تبیین تفاوت‌های ادراکی میان پاسخ‌دهندگان ایفا می‌کند.بحث: بررسی محتوای برنامه‌های توسعه پنج‌ساله ایران نشان می‌دهد که هر چهار مؤلفه شناسایی‌شده، با شدت‌ها و انسجام‌های متفاوت، در این اسناد نیز بازتاب یافته‌اند. برای نمونه، مؤلفه منابع و گرایش مجریان در برنامه‌های سوم و ششم به‌طور ضمنی مورد اشاره قرار گرفته و ساختار سازمانی در فصل محیط‌زیست برنامه چهارم برجسته شده است. فرهنگ سازمانی نیز در قالب آموزش و آگاهی عمومی، محور مهمی از سیاست‌گذاری‌های رسمی بوده، اما در عمل با ضعف اجرایی مواجه است. این هم‌پوشانی و تحلیل تطبیقی، اعتبار کاربردی چارچوب مفهومی پیشنهادی را تقویت می‌کند. نوآوری اصلی، در تبیین مدیریت دانش به‌عنوان یک بستر مفهومی فراگیر و نه یک متغیر منفرد است که به‌صورت نفوذی در تمام مؤلفه‌ها جاری است. همچنین، معرفی فرهنگ به‌عنوان یک مؤلفه مستقل، سنجش‌پذیر وجه تمایز این چارچوب با مطالعات پیشین محسوب می‌شود. بر این اساس، پژوهش حاضر در کنار اتکای نظری، از اعتبار تجربی نیز برخوردار است و می‌تواند مبنایی برای تدوین الگوهای عملیاتی در سیاست‌گذاری‌های زیست‌محیطی باشد. یافته‌ها، زمینه‌ساز طراحی مدل اجرای سیاست‌های محیط‌زیستی در گام‌های بعدی خواهد بود و برای تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران، چارچوبی روشن و مبتنی بر شواهد فراهم می‌سازد و زمینه ساز طراحی مدل سیاستی در سطوح بخشی و بین بخشی خواهد بود.