تحلیل و بررسی نظریهٔ فخر رازی و خواجه نصیرالدین طوسی دربارۀ تصوّر و تصدیق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6503.2475چکیده
تقسیم علم به «تصور» و «تصدیق» از مباحث بنیادی است، اما دو اِشکال به تعریف آن مطرح است، یکی «عدم رعایت ملاکات تقسیم منطقی» که دو مصداق دارد؛ دیگری «تقابل دو مقوله در یک ماهیت». برخی اندیشمندان، اِشکال اول را با لحاظ اعتبارات مختلف در تقسیم، پاسخ گفتهاند و در پاسخ به اشکال دوم نیز گفتهاند: حکم، لازم تصدیق است و به منزلهٔ فصل است و معیّت تصوّر و حکم، ذهنی است. فخر رازی، «تصدیق» را مرکّب میداند که از اشکالات آنْ اکتساب تصدیق از قول شارح یا هم از قول شارح و هم از حجّت، و همچنین ناسازگاری آن با وحدت و بساطت علم است. از آنجا که راهحلها و تلاش اندیشمندان برای رهایی از اشکالات نظریهٔ تصوّر و تصدیق، ثمری ندارد، استفاده فخر رازی از آنها بیفایده است. افزون بر این، چون مبنای ترکیب تصدیق اِشکال دارد، جوابها و لوازم مبتنی بر آن نیز اِشکال دارد. بنابراین، فخر رازی در پاسخ به اشکالات موفق به نظر نمیرسد. خواجه نصیرالدین طوسی، «معنا» را مَقسم تصوّر و تصدیق میداند. علم، تنها تصوّر است و تصدیق همان حکم است که فعل نفس است. تصوّر این فعل توسط نفس سبب میشود از مصادیق تصورگردد. انحصار علم در تصورات، منجر به انکار بخش حجّت از منطق میشود و با اصول تقسیم منطقی نیز منافات دارد. بر این اساس، تقسیم علم به اقسام دوگانه، تقسیمی مَجازی و تسامحی میشود. خواجه با معرفی «معنا» به عنوان مقسم، توانست بخش نخست مشکل اول را پاسخ دهد؛ چنانکه با یکسان دانستن تصدیق با حکم نیز بخش دوم آن و هم اِشکال دوم که بحثی هستیشناختی است، اساساً قابل طرح نیست.