درنگی تازه بر پیوند تاریخی «معتزله» و «تفویض»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم، قم، ایران.
2 استادیار گروه شیعهشناسی دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6517.2479چکیده
بر پایهٔ بسیاری از نقلها، نظریهٔ «تفویض» به معنای قدرت استقلالی انسان در انجام افعال خود، به معتزله به عنوان یکی از فرقههای مهم اسلامی نسبت داده شده است. البته، این انتساب از ناحیهٔ برخی محقّقین به چالش کشیده شده و در مقابل، برخی به هواخواهی از آن برخواستهاند. این نوشتار در پی آن است تا با روش کتابخانهای و با بررسی پایههای فکری معتزله در بحث از شیوهٔ آفرینش افعال انسان و جست وجو در عبارات ایشان و از سوی دیگر، با تکیه بر گواهیهای کهن تاریخی در آثار فرقهپژوهان و نکتهآراییهای بدیع در گونهشناسی اصطلاحات «تفویض و قدر»، به داوری در این میان نشسته و آوردهای منطقی را در پاسخ به این پرسش اصلی که «پیوند معتزله و تفویض چگونه قابل ارزیابی است؟» نتیجه دهد. بر این اساس، با استناد به آنچه گذشت و با عنایت به گزارشهای علمای همعصر و نزدیک به دوران اوج معتزله و همراهی نظام فلسفی مورد قبول اکثریت ایشان در پذیرش نظام اسباب و مسببات و وجود شواهدی متقن در عبارات برجای مانده از ایشان در نفی «استقلال» عبد در ایجاد افعال خویش و همچنین نارسایی شواهد مخالفان مانند بهرهگیری از قاعدهٔ «استحاله اجتماع قادرین علی مقدور واحد» در انتساب این نظریه به ایشان، در نهایت، پیوند معتزله و تفویض را دارای پشتوانه منطقی و ادله کافی نیافتیم.