جایگاه خُلقیات و احساسات در وجود انسان از نگاه ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع) ۔ پردیس خواهران، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2021.6386.2454
چکیده

اَعمال و رفتار‌های انسان، بر اساس رخداد‌های درونی او شکل می‌گیرند. از بین این رفتارها برخی مشخصاً تحت تأثیر خُلقیات و احساساتْ به صورت آنی و بدون طی مراحل تفکر و تأمل به‌وجود می‌آیند؛ هرچند از مبدأ علمی از نوع تخیّل بهره‌مند هستند. همچنین گاهی بر نفس انسان کیفیاتی عارض می‌شوند که تابع انفعالاتی‌اند که - به جهت امور نافع و مضر - در بعضی قوا حاصل می‌شوند. به این حالات نفسانی، «احساسات و عواطف انسانی» گفته می‌شود؛ شادی‌ و فرح، غم‌ واندوه، ترس و امید، شوق و وجد و خشم و غضب‌ از این دسته هستند. فیلسوفان اسلامی - در بحث «خُلق» - سخنان ارزشمندی در این زمینه بیان داشته‌اند. این مقاله در صدد تبیین پاسخ ملاصدرا به این پرسش است که جایگاه احساسات و عواطفْ در وجود انسان چیست؟ عوامل مؤثر در ایجاد حالات و احساسات نفسانی کدامند؟ به اعتقاد ملاصدرا، منشأ پیدایش خُلقیات و احساسات انسانیْ اندیشه و ادراک آدمی است؛ هرچند احساسات و عواطف نیز بر کارکرد عقل و قوای ادراکی تأثیر غیر مستقیم داشته و نقش اِعدادی دارند. از طرف دیگر، میان ملکات نفسانی و احوال و اعمال انسان رابطهٔ محکمی وجود دارد. همچنین میان خُلقیات و احساسات درونی و وضعیت جسمانی انسان نیز ارتباط خاصی وجود دارد و بر اساس این ارتباط - همان‌طور که رفتار از خُلقیات تأثیر می‌پذیرد - خُلقیات نیز از رفتار متأثر می‌شوند. البته، این تأثیر به نحو غیر مستقیم خواهد بود.