بررسی ظرفیتهای علم اشتدادی در اندیشۀ ابن سینا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6996.2547چکیده
فروکاستن ساحت علم به حدود تجربه از قرن هجدهم و انحصار روش و ابزارهای آن در کمّیگرایی و حواس مادی و همچنین بکارگیری عقل در مقام مفهوم سازی، موجب تقلیل ساحت انسان گردید؛ به گونهای که نیل به التذاذ هر چه بیشتر از عالم مادی غایت او خوانده شد. طبیعتاً این نگرش بر زندگی جوامع مسلمان نیز سایه افکند و موجب سردرگمی آنها شد. هدف نوشتار حاضر این است که با در نظر گرفتن «تناظر مراتب عشق با سعادت» و «تناظر مراتب سعادت با علم» و «تعدد روش در کسب علم» در فلسفهٔ ابن سینا، تعریف دیگری از علم ارائه دهد؛ تعریفی که در خور اصل غایت و سعادت بشر باشد. با تناظر مؤلفههای نامبرده علم، طیفی اشتدادی مییابد که از دونترین مرتبه (شناخت حسی) تا والاترین مرتبه (علم عقلی) را در بر میگیرد و هر مرتبه از آن با مراتب عشق و سعادت متناظر است؛ به گونهای که انسان با اشتداد در علمش، عاشقتر و به سعادت نهایی نزدیکتر میشود. علم اشتدادی با مجوز فهمهای متعدد، راه را بر منطق تکگفتاری دگماتیسم میبندد و از سوی دیگر، با توجه به نظام توحیدمحور در فلسفهٔ ابن سینا و همچنین با ارائه ملاک متقن و منطقی در جهت راستیآزمایی ادراکات، هرگز منجر به نسبیت لجامگسیخته و شکاکیت ناشی از هرمنوتیک جدید نمیشود.