پدیدارشناسی تعاریف و رفتارهای سازگاری کشاورزان شهرستان باوی در مقابله با خشکسالی
نویسندگان
1 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران
2 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران
3 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران
doi
10.22034/envj.2025.449585.1356چکیده
مقدمه: خشکسالی یکی از چالشهای مهم زیستمحیطی و اقتصادی در مناطق کشاورزی ایران به شمار میرود. این پدیده تهدیدی جدی برای امنیت غذایی، معیشت روستایی و توسعه پایدار محسوب میشود. در مناطقی مانند شهرستان باوی، که کشاورزی منبع اصلی درآمد است، خشکسالی میتواند پیامدهای ویرانگری برای کشاورزان و جوامع محلی به همراه داشته باشد. درک نحوه برداشت کشاورزان از خشکسالی و راهبردهایی که برای مقابله و سازگاری با پیامدهای آن اتخاذ میکنند، برای طراحی سیاستهایی مؤثر و متناسب با شرایط محلی ضروری است. در حالی که تعاریف هواشناسی خشکسالی بر کمبود بارش و اختلالات هیدرولوژیکی تمرکز دارند، کشاورزان این پدیده را از منظر تجربه زیسته خود تفسیر میکنند؛ تجربهای که ممکن است شامل ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز باشد. این مطالعه با هدف بررسی تعاریف ذهنی کشاورزان شهرستان باوی از خشکسالی و شناسایی رفتارهای مقابلهای و سازگارانه آنان در مواجهه با این پدیده انجام شده است.مواد و روشها: این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد کیفی پدیدارشناسی انجام شد تا تجربههای زیسته کشاورزان در مواجهه با خشکسالی را بهطور عمیق بررسی کند. جامعه آماری شامل کشاورزان ساکن شهرستان باوی بود که با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شدند تا تنوع دیدگاهها در مطالعه لحاظ شود. روشهای گردآوری دادهها شامل ۲۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق، مشاهدات مستقیم میدانی، عکاسی و تحلیل اسناد بود. مصاحبهها به زبان محلی انجام و بهصورت کامل و دقیق رونویسی شدند. برای تحلیل دادهها از روش کولایزی استفاده شد که شامل استخراج گزارههای مهم، تفسیر معانی و شناسایی مضامین کلیدی بود. این رویکرد امکان دستیابی به درکی عمیق از نحوه تعریف خشکسالی توسط کشاورزان و رفتارهایی که در مواجهه با آن اتخاذ میکنند را فراهم ساخت.نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که کشاورزان خشکسالی را عمدتاً با کاهش دسترسی به منابع آبی، کاهش میزان بارندگی و بینظمی در الگوهای بارش تعریف میکنند. این تعاریف اغلب بازتابدهنده تأثیرات فوری و ملموس خشکسالی بر تولید محصولات کشاورزی، شیوههای آبیاری و مدیریت دام هستند. فراتر از شاخصهای فیزیکی، برخی کشاورزان خشکسالی را با دشواریهای اقتصادی، فشارهای اجتماعی و بار روانی نیز مرتبط میدانند. در مجموع ۱۸ نوع رفتار متفاوت در مواجهه با خشکسالی شناسایی شد که در دو دسته اصلی طبقهبندی گردیدند: رفتارهای مقابلهای (واکنشی) و رفتارهای سازگارانه (پیشنگرانه).رفتارهای مقابلهای (واکنشی): شامل اقدامات کوتاهمدت مانند کاهش دفعات آبیاری، فروش دام، قرض گرفتن پول و تغییر به کشت محصولات مقاوم به خشکسالی.رفتارهای سازگارانه (پیشنگرانه): شامل راهبردهای بلندمدت مانند سرمایهگذاری در فناوریهای صرفهجوی آب، تنوعبخشی به منابع درآمد، مشارکت در کشاورزی گروهی و همکاری در مدیریت منابع آب در سطح جامعه.بحث: این مطالعه نشان میدهد که کشاورزان شهرستان باوی درک چندبعدی و فراتر از تعاریف فنی از خشکسالی دارند. برداشت آنان تحت تأثیر واقعیتهای زیستمحیطی، شرایط اقتصادی-اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و تجربههای شخصی شکل گرفته است. تنوع رفتارهای مقابلهای و سازگارانه، پیچیدگی خشکسالی را بهعنوان یک پدیده زیسته نمایان میسازد و بر اهمیت پاسخهای بومی و متناسب با شرایط محلی تأکید دارد. در حالی که راهبردهای مقابلهای ممکن است تسکین فوری فراهم کنند، اما اغلب فاقد پایداری بوده و در بلندمدت میتوانند آسیبپذیری را افزایش دهند. در مقابل، راهبردهای سازگارانه با وجود نیاز به منابع بیشتر، مسیرهایی به سوی تابآوری و پایداری بلندمدت ارائه میدهند. یافتهها نشان میدهد که مداخلات سیاستی باید بر توانمندسازی کشاورزان، دسترسی به منابع مالی و فنی، و برنامهریزی مشارکتی تمرکز داشته باشد تا آنان بتوانند از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگرانه در برابر خشکسالی گذر کنند.