ارزیابی برنامه مدیریت تالاب از منظر تغییر اقلیم با رویکرد برنامهریزی اکوسیستمی مطالعه موردی: تالاب شادگان
نویسندگان
1 گروه مهندسی سوانح، آموزش و سیستمهای محیط زیست، دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه مهندسی محیط زیست و پایش آلایندهها، پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، سازمان حفاظت محیط زیست، تهران، ایران
3 گروه محیط زیست، پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/envj.2025.542220.1544چکیده
مقدمه: تالابها بهعنوان اکوسیستمهای کلیدی با ارائه خدماتی نظیر تصفیه آب، کنترل سیل و حفظ تنوع زیستی، نقش حیاتی در تعادل اکولوژیک و حمایت از جوامع انسانی دارند. تالاب بینالمللی شادگان در خوزستان، ثبتشده در کنوانسیون رامسر (1971)، به دلیل تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی، از اهمیت جهانی برخوردار است. این تالاب با چالشهایی مانند خشکسالی، کاهش حقآبه، آلودگی صنعتی و کشاورزی و گردوغبار ناشی از تغییر اقلیم مواجه است که حیات آن را تهدید میکند. تغییر اقلیم با تأثیر بر الگوهای هیدرولوژیک، ضرورت تدوین نقشه راهی جامع برای مدیریت تالابها را برجسته کرده است. رویکرد مدیریت مبتنی بر اکوسیستم (EBM) با یکپارچهسازی عوامل اکولوژیک، اجتماعی، اقتصادی، حکمرانی و فرهنگی، چارچوبی مؤثر برای حفاظت و احیای تالاب شادگان ارائه میدهد. تدوین نقشه راه تالاب - تغییر اقلیم با بهرهگیری از مدیریت مبتنی بر اکوسیستم، گامی اساسی برای کاهش اثرات منفی تغییر اقلیم و تقویت پایداری اکوسیستم شادگان است.مواد و روشها: پژوهش در سه فاز انجام شد: 1) تحلیل کیفی اسناد علمی داخلی و بینالمللی مرتبط با مدیریت مبتنی بر اکوسیستم و تغییر اقلیم برای تدوین نقشه راه تحلیل محتوای کیفی مؤلفههای مدیریت مبتنی بر اکوسیستم (EBM) با استفاده از روش کیفی فراترکیب بهوسیله نرمافزار NVivo14 بر اساس کدگذاری سیستمهای اصلی (اقتصادی، اکولوژیک، اجتماعی، حکمرانی و فرهنگی) و زیرسیستمهای مربوطه انجام شد، برای ارزیابی پایایی بینکدگذاران (ICR)، متون بوسیله دو کدگذار مستقل کدگذاری و ضریب کاپا محاسبه شد، 2) تحلیل کیفی برنامه مدیریت تالاب شادگان، 3) ارزیابی کمی با ماتریس داده - ستانده برای بررسی جایگاه تغییر اقلیم و مدیریت مبتنی بر اکوسیستم در مدیریت تالاب و ارائه راهکارهای سیاستی با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.نتایج: نقشه راه تالاب - تغییر اقلیم با رویکرد مدیریت مبتنی بر اکوسیستم (EBM) شامل 54 مؤلفه در پنج سیستم کلیدی (اقتصادی، اکولوژیک، اجتماعی، حکمرانی، فرهنگی) و 19 بخش متأثر از تغییر اقلیم طراحی شد تا معیاری برای ارزیابی برنامه مدیریت تالاب شادگان باشد. تحلیل ماتریس داده - ستانده نشان داد پوشش کلی برنامه 48/31 درصد است، با شکافهای قابلتوجه (87 درصد مولفهها و 94 درصد بخشها). سیستم اقتصادی با پوشش 23 درصد ضعیفترین عملکرد را داشت، با یک مؤلفه کامل (زیرساخت سبز) و شکاف در ارزشگذاری خدمات و اقتصاد چرخشی. راهکارها شامل آبزیپروری پایدار با گونههای بومی، اکوتوریسم پرندهنگری و قایقهای خورشیدی است. سیستم اکولوژیک (77/30 درصد) با 10 شکاف، از احیای نیزارها و فیلترهای زیستی برای حفاظت تنوعزیستی بهره میبرد. سیستم اجتماعی (44/44 درصد) با اپلیکیشن هماهنگی ذینفعان تقویت میشود. سیستم حکمرانی (45 درصد) نیاز به پلتفرم دیجیتال و مدیریت تطبیقی دارد. سیستم فرهنگی (83/20 درصد) با موزه دیجیتال و جشنوارههای محلی بهبود مییابد. این برنامه با کاهش انتشار، سازگاری و کاهش ریسک، پایداری شادگان را تضمین میکند.بحث: نوآوریهای این تحقیق، مانند قایقهای خورشیدی و فیلترهای زیستی، با فائو (2012) و رامسر (2018) همراستاست، اما رویکردی بومیتر متناسب با اقلیم خوزستان ارائه میدهد. ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی، مشابه کستانزا (2017)، کاربرد محلی داشته و از TEEB (2010) متمایز است. اپلیکیشن موبایلی برای هماهنگی ذینفعان، نسبت به روشهای سنتی برکس (2008)، مدیریت مشارکتی را مدرنتر میکند. پلتفرم دیجیتال حکمرانی، شفافیت را در شرایط پیچیده خوزستان تقویت کرده و از استرام (2009) پیشی میگیرد. موزه دیجیتال و گردشگری فرهنگی، معیشت محلی را بهبود داده و برخلاف UNEP (2016)، ارزشهای تالابی را جهانی میکند. در 19 بخش تغییر اقلیم، راهکارهایی مانند IWRM در آب، GIS در محیطزیست و بیوگاز در انرژی با IPCC (2014) و FAO (2017) همسوست، اما ادغام تالاب در مدیریت، رویکردی یکپارچهتر ارائه میدهد. محدودیتهای دادههای بلندمدت و هماهنگی ذینفعان با آموزش و فناوری دیجیتال قابل رفع است. این برنامه الگویی برای تالابهای ایران مانند هامون و انزلی است.