فلسفۀ اخلاق زردشتی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین ، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6119.2419چکیده
این مقاله، «پژوهشی میانرشتهای» در «فلسفۀ اخلاق» و «فرهنگ و زبانهای ایران باستان» است که با رویکردی نوین «فلسفۀ اخلاق زردشتی» را تشریح میکند. این مقاله «فلسفۀ اخلاق زردشتی» را گونهای از «پیامدگراییِ فراگیرِ فایدهگرا و لذتگرا» میداند که برپایه «هستیشناسی، مابعدالطبیعه و الهیات زردشتی» بنا نهاده شده است. تضاد بنیادین میان «نیک» و «بد»، «لذت» و «درد» و «نیروهای زندگی» و «نیروهای مرگ» در «فلسفۀ اخلاق زردشتی»، مبتنی بر تضاد بنیادین میان «خیر» و «شر»، «اهورا مزدا» و «اهریمن» و سپنته مینو و انگره مینو در اوستا است. متون اخلاقی پهلوی، مانند دینکرد ششم، نیز بر این نکته تأکید میکنند که تن را باید در رامش و خوشی داشت و از درد و رنج پرهیز کرد و کار نیک کردن برای کسی که درد را در تن راه دهد دشوار است. این مقاله نشان میدهد، سالها پیش از «چرخش زبانی» و «تغییر بزرگ در افکار عمومی نسبت به زندگی، سازندگی و نوآوری» که در سدههای هفدهم و هجدهم در شمالغرب اروپا رخ داد و به «انقلاب صنعتی» و سپس «رشد اقتصادی در جهان مدرن» انجامید، بنیانهای اصلی «سرمایهگرایی» در «فلسفۀ اخلاق زردشتی» وجود داشتند.