پیشرفت علم از منظر روی بسکار و خطاپذیری شناخت؛ نقدی بر چهار رویکرد
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم، گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6359.2450چکیده
مهمترین رویکردها در تبیین پیشرفت علم، عبارتند از: رویکرد معنایی، کارکردی، معرفتی و ادراکی. هر کدام از این رویکردها با توجّه به هدفی که برای علم متصوّر است، پیشرفت را نیز بر همان مبنا تعریف میکنند. رویکرد معنایی، پیشرفت را مبتنی بر تقرّب به صدق، رویکرد کارکردی مبتنی بر حلّ مسئله، رویکرد معرفتی مبتنی بر انباشت دانش و رویکرد ادراکی نیز پیشرفت را مبتنی بر افزایش فهم، تعریف میکند. روی بسکار با توصیفی لایهمند از جهان، «علم» را حرکت به سمتِ لایههای عمیقتر دانسته که با هدفِ کشف مکانیزمهای مولّد انجام میشود. او «پیشرفت» را نیز مبتنی بر همین لایهمندی و کسبِ دانش نسبت به لایههای زیرین، تبیین میکند، امّا از آنجا که به اجتماعی بودنِ علم معتقد است و دانش را محصولی اجتماعی و در معرض تغییر میداند، به خطاپذیریِ شناختْ اذعان دارد و بر این باور است که حرکت به سمت لایۀ جدید، ضرورتاً به پیشرفت علم نمیانجامد؛ اگر چه این امکان وجود دارد که با کسبِ دانش نسبت به لایۀ جدید، دانشِ پیشینْ بازبینی و تصحیح شود. در این مقاله، ضمنِ شرح نظریۀ پیشرفت بسکار و تبیینِ امکانی بودنِ آن با توجّه به خطاپذیریِ شناخت، یک هدف اساسی را دنبال میکنیم. این هدف، در بررسیِ هر چهار رویکرد، به منظور نشان دادنِ عدم توجّه آنان به جنبۀ خطاپذیریِ شناخت و تأثیر آن در تبیین پیشرفت، خلاصه میشود.