تفسیر مارتین هَیدگر از تمایز هستیشناختی بنیاد و وجود در نظام آزادی فردریش شلینگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه غرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22091/jptr.2021.6100.2413چکیده
پژوهشهای فلسفی در باب ذات آزادی انسان (1809) منسجمترین صورت تلاش فردریش شلینگ برای شرح نظام مطلق یا نظام آزادی است. نخستینبار در قرن بیستم و با رجوع متأملانۀ مارتین هَیدگر به رسالۀ آزادی و تفسیر چندینبارۀ او در سالهای 1936 و 1941، اهمیت این رساله در تاریخ اندیشۀ غربی آشکار شد. تمرکز هَیدگر بر تفکر شلینگ بهویژه با نگارش رسالۀ شلینگ در باب ذات آزادی انسان، پژوهش در اصل شکلگیریِ نظام و پرسش از امکان نظام آزادی چونان پرسش در باب ذات هستی است. شلینگ برای عبور از آزادی صوری چونان تعینبخشیِ ناوابسته به علیت مکانیکی و دستیابی به تعریف واقعی آزادی بهعنوان توانایی انجام خیر و شر، پژوهش خود در باب نظام آزادی را بر مبنای هستیشناختی صحیح استوار میسازد. هدف مقالۀ حاضر، تحلیل تفسیرِ هَیدگر از مفهوم نظام آزادی در نگاه شلینگ، با تأکید بر تمایز هستیشناختی بنیاد و وجود است. این پژوهش در پی پاسخ به این دو پرسش است که جایگاه آزادی در نظام فلسفیِ بنیادمحور شلینگ چیست و چگونه طرح مفهوم واقعی آزادی، راه را برای تبیین بنیاد هستیشناختیِ امکان شر و امکان آزادی در نظام میگشاید؟ همچنین تمایز میان بنیاد و وجود چگونه به هدف اصلی شلینگ در حل تعارض نظام و آزادی میانجامد؟