تأثیر گرایش کارآفرینانه بر یادگیری راهبردی: تبیین نقش راهبرد اثرسازی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری کارآفرینی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jed.2018.258325.652598
چکیده

این پژوهش به مطالعه تاثیر گرایش کارآفرینانه بر یادگیری استراتژیک با تاکید بر نقش استراتژی اثرسازی می‌پردازد. یادگیری استراتژیک در بردارنده توانایی بنگاه در ایجاد، تجمیع و تفسیر دانش استراتژیک و عمل بر مبنای آن دانش بمنظور ایجاد تغییر استراتژیک است. در حالیکه ادبیات موجود، یادگیری استراتژیک را بعنوان نتیجه اجتناب‌ناپذیر گرایش کارآفرینانه معرفی می‌کند اما هنوز در مورد اینکه کدامیک از دو رویکرد رسمی و منعطف در ایجاد استراتژی تاثیر مثبتی بر این رابطه دارد، نتایج متناقضی در ادبیات دیده می‌شود. پژوهش حاضر با تمرکز بر استراتژی اثرسازی بعنوان یک رویکرد منعطف و مبتنی بر کنترل در ایجاد استراتژی به مطالعه نقش میانجی آن در رابطه بین گرایش کارآفرینانه و یادگیری استراتژیک می‌پردازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- همبستگی می‌باشد. داده‌های این پژوهش از طریق توزیع پرسشنامه استاندارد در میان مالکان و مدیران ارشد ۲۱۰ مورد از شرکتهای دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات که بطور تصادفی از بین ۴۴۴ مورد انتخاب شده‌اند، جمع‌آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش مدلسازی معادلات ساختاری (با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS.03) برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های کمی استفاده کرده‌ایم. نتایج نشان می‌دهند که در یک بنگاه با گرایش کارآفرینانه، اتخاذ استراتژیهای اثرسازانه تجربه‌گرایی وانعطاف‌پذیری بطور مثبت و استراتژی پیش تعهد به طور منفی، بر یادگیری استراتژیک اثر می‌گذارند.