جایگاه سوبژکتیویسم اخلاقی در اندیشۀ نیچه و لویناس

نویسندگان

1 پژوهشگر فرادکتری، دانشکدۀ زبان و ادبیات خارجی‌‌، دانشگاه تبریز‌‌، تبریز‌‌، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه‌‌، دانشکدۀ زبان و ادبیات خارجی‌‌، دانشگاه تبریز‌‌، تبریز‌‌، ایران.

doi
10.22091/jptr.2020.5675.2359
چکیده

نیچه و لویناس از برجسته‌‌ترین فیلسوفان معاصر هستند که بر ضرورت گذر از سوبژکتیویسم عقلانی تأکید کرده‌‌اند. آن‌‌ها به دنبال تلاش برای اندیشۀ دوباره در باب معنای اخلاق در جهانی بودند که نه دین و نه فلسفه‌‌های اخلاقی دیگر نمی‌‌توانستند مراجع یقینی و محکمی را برای بحران انسان معاصر ایجاد کنند. لویناس و نیچه هر دو در تلاش برای معنای سوبژکتیویته، بینش‌‌های مختلفی ارائه کرده‌‌اند و تلاش آن‌‌ها در یافتن معنای سوبژکتیویته با ضرورت واسازی معنای اخلاق نیز همراه بوده است. بر همین اساس، با محور قرار دادن ابَرانسان (نیچه) و دیگری (لویناس) به جست‌وجوی باز ارزش‌گذاریِ ارزش‌‌ها (نیچه) و مسئولیت اخلاقی نامتقارن (لویناس) پرداخته و در این راستا، نگاه کاملاً متفاوتی با نگاه سنّتی به اخلاق اتخاذ کرده‌‌اند. برغم آن که این دو فیلسوفْ با نقطه نظرهای مشترکی آغاز می‌‌کنند‌‌، اما روش‌‌‌‌، تفسیر و نتایجشان با هم متفاوت است. نیچه با رویکردی تبارشناسانه‌‌، ارادهٔ قدرت در سوژه فعّال و تولد ابَرانسان را به قصد پایان دادن به تاریخ بسط نیهیلیسمْ مطلوب و عملی شمرده و لویناس با رویکردی پدیدارشناسانه و با طرح مفهوم «مسئولیت نامتقارن» در سوژه منفعل‌‌، پایان تاریخ غفلت از دیگری و سوبژکتیویسم عقلانی را مطرح کرده است. پیشنهاد نهایی این است که نگرش‌‌های نیچه دربارۀ انسان ترکیبی از رویکرد طبیعی‌‌گرایانه و فراانسان‌‌گرایانه است و با تقدم خودگزینی‌‌، نگاهی منفی به دیگری ابراز کرده است؛ در حالی که فلسفۀ لویناس انسان‌‌گرایانه‌‌ و بیناذهنی است و اخلاق با بازشناسی تقدم دیگری آغاز می‌‌شود.