تراانسانگرایی و سوژه‌زدایی از سیاست: ابژه‌های فناورانه، بیوپولیتیک و بازتعریف قدرت در عصر دیجیتال

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

2 گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.30465/os.2025.53410.2078
چکیده

تحولات فناورانه در قلمروهای هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و علوم شناختی، در چارچوب گفتمان ترابشریت، مرزهای زیستی انسان را درنوردیده و بنیان‌های انسان‌شناختی فلسفه مدرن را به چالش کشیده است. ترابشریت با ادغام بدن و ماشین، ذهن و داده، سوژه را از فاعل‌شناسا و مختار به موقعیتی ابژه‌وار فرو می‌کاهد؛ جایی که عاملیت انسانی در شبکه محاسبات پیش‌بینانه و تصمیم‌گیری الگوریتمی تحلیل می‌رود.این پژوهش با رویکرد تحلیلی-انتقادی و در چارچوب «بیوپولیتیک» فوکو، «حیات برهنه» آگامبن و نظریه «کنشگر-شبکه» لاتور، تبارشناسی نسبت انسان و فناوری در عصر دیجیتال را بررسی می‌کند و «قدرت الگوریتمی» را به‌مثابه چهره پنجم قدرت تحلیل می‌نماید؛ سلطه‌ای که از طریق پیش‌بینی، داده‌کاوی و طراحی آینده، نه اجبار، اعمال می‌شود.مطالعه موردی پروژه «نورالینک» نشان می‌دهد فناوری‌های ترابشری با اتصال مستقیم مغز و الگوریتم، سوژه را از ساحت کنشگری به وضعیت داده‌ای تقلیل می‌دهند و از زیست‌سیاست به مهندسی شناختی گذار می‌کنند. این فرایند، موسوم به «سوژه‌زدایی دیجیتال»، پیامدهای عمیقی برای آزادی، عدالت و مشروعیت سیاسی دارد. پژوهش در پایان بر بازاندیشی نظریه‌های سیاسی و اخلاقی معاصر تأکید کرده و شفافیت الگوریتمی، حق مالکیت داده و سواد انتقادی دیجیتال را راه‌های مقاومت در برابر ابژه‌سازی انسان می‌داند.