دوگانگیِ ارزش ـ ادب در مسأله‌ی پوشش زن؛ سنجشی واقع‌گرایانه

نویسندگان

1 استادیار دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
چکیده

آیا حجاب، از جمله ارزش­های اخلاقی بوده و ریشه در تکوین دارد یا در زمره­ی آداب محسوب شده و به اعتبار و عرف وابسته است؟ پاسخ به این مسأله نیازمند تبیین معیار تمایز آداب از ارزش­ها است. بر اساس تفاوت­های بین ارزش­ها و آداب، معیار تمایز ارزش­ از ادب را می­توان این­گونه دانست؛ هر مقوله­ی ارزشی که 1- مربوط به ساحت درونیِ انسان باشد؛ 2- منشأ تکوینی داشته باشد؛ 3- استدلال­پذیر باشد؛ 4- ارتباط مستقیم با سعادت انسان داشته باشد؛ و 5- مشترک بین همگان باشد؛ ارزش اخلاقی محسوب خواهد شد. در غیر این صورت، به شرط این­که از خصایص آداب برخوردار باشد، باید آن را در زمره­ی آداب قرار داد. این خصایص پنج­گانه در مقوله­ی «حجاب» و پوشش زن وجود دارد. بر این اساس، حجاب، برخلاف آداب، امری وضعی و اعتباری نیست، و حقیقتِ ارزش بودنِ آن به شرایط جوامع بستگی ندارد. این مقاله، ضمن تبیین معیار تمایز آداب از ارزش­ها، تلاش نموده تا با روش تحلیلی و کیفی، با تأکید بر آراء تفسیریِ آیت­الله جوادی آملی، نشان دهد که حجاب ریشه در واقع دارد. از این رو، تلقّی برخی نواندیشان مبنی بر قرار دادن حجاب در زمره­ی آداب و اتّخاذ رهیافت ناواقع­گرایانه در مورد آن، موجّه نیست.