تحلیل مردمنگارانه ادراکات و تعاملات زائرین پیاده اربعین با تأکید بر مفهوم آستانگی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث
2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشکگاه آزاد اسلامی مشهد
doi
10.30497/rc.2024.245168.1998چکیده
این تحقیق با هدف تحلیل مردمنگارانه در ادارکات و تعاملات زائرین اباعبدالله الحسین علیهالسلام در زیارت پیادهروی اربعین با تمرکز بر نظریات گیرتز و ون جنپ و مفهوم آستانگی انجام شده است. برای فهم لایههای معنایی مشارکتکنندگان و توصیف پدیده مورد مطالعه، از روش مردمنگاری استفاده شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها مشاهدات مشارکتی در طی چند سال سفر به عنوان دوگانه زائر و محقق و در کنار آن مصاحبه های نیمهساختیافته بوده است. نتایج تحقیق تأییدکننده کاربرد نظریه ونجنپ و گیرتز با زیارت پیاده اربعین بود. کدگذاری مصاحبهها به چند مقوله مهم ختم شد که مهمترین آنها تفکر طولانی و خوداندیشی بود. همچنین قویترین نوع اثرگذاری از طریق مشارکت مستقیم یا به طور غیرمستقیم از طریق مشاهده رفتار دیگران برای شرکتکنندگان رخ داده است. امید برای تغییر در آستانگی با توسل و تحمل رنج در مسیر برای همدلی و احیای مجدد نام و اعتقاداتِ امام حسین (ع) از مقولات مهم دیگر بود. از انگیزه های اصلی تشریف به این زیارت باور و حضور به اصلیترین شخصیت کاریزما و اتوپیک یعنی امام حسین (ع) و بعد از آن به ترتیب حضرت زینب، حضرت ابولفضل و حضرت علیاصغر از نتایج مهم دیگر تحقیق حاضر است. در نهایت می توان گفت اثرگذارترین مرحله در این سفر، مرحله آستانگی است که در طی مسیر پیاده روی رخ می دهد و همه اتفاقات مهم و تحولات در همین لحظات گذرا و بسیار کوتاه رخ میدهد هرچند ممکن است از شرکت کنندگان رفتارهای ضد نقیض سر بزند. درواقع در این زیارت، مسیر و راه مهمتر از مقصد است که اتفاقاً وقتی بیشتر حائز اهمیت است که فرد این مسیر را پیاده طی کند تا به نتایجی مؤثری برسد.