رویکرد «معضله شناختی» به مسائل عصر میانۀ ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
عصر میانۀ تاریخ ایران که قریب به نه قرن به طول انجامید، یکی از مهمترین و اثرگذارترین ادوار تاریخی این سرزمین به حساب میآید. تغییر دین، ظهور مکاتب فکری و فرق مذهبی به همراه بروز تحولات گستردۀ سیاسی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، دگرگونیهای عمیق و همهجانبهای را در این سرزمین رقم زد و معضلههای بنیادینی را از درون خود خلق کرد. مسأله اصلی در پژوهش حاضر این است که پدیدهها و رخدادهایی که در برهۀ زمانی قرون اول تا نهم هجری در ایرانزمین به وقوع پیوست، کدام صورتبندی از «معضلههای عصری» را پدیدار ساخت؟ و این امر ریشه در کدام روندهای نسبتاً پایدار تاریخی داشت؟ برای دستیابی به یافتههای توصیفی، به سیاق پژوهشهای تاریخی، اطلاعات و دادههای تاریخی از منابع و مأخذ موجود استخراج شدند و سپس یافتههای توصیفی به عنوان موادی برای شکل دادن به یک طرح تفسیری بکار گرفته شدهاند. از شواهد و مدارک تاریخی چنین مستفاد میشود که در عصر میانه تاریخ ایران سه ضلعی به هم پیوستهای از معضلههای عصری پدیدار شد. این معضلهها عبارت بودند از: 1) معضلۀ تهاجم ادواری بیگانگان و ناپایداری سیاسی با دوام 2) معضلۀ تغییر دین و منازعات پایدار مذهبی ـ فرقهای 3) معضلۀ شکافهای فعال اجتماعی و تشدید وضعیت موزائیکی جامعه. یافتههای موجود نشان میدهد که رابطه رخدادها با این معضلهها و همچنین ارتباط متقابل معضلهها با خود، بهصورت رابطهای دیالکتیکی برقرار شد. به این ترتیب، داد و ستدی پایدار میان تحولات و معضلههای عصری این دوره، صورت گرفت.