بررسی شیوۀ پیوند «متن و شبکه» در قصۀ حمزه (تحریر کهن حمزهنامه)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی. گروه مطالعات ادبی. پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سمت). تهران. ایران
doi
10.22067/jls.2024.87512.1567چکیده
مقالۀ حاضر، تأملی در متن «قصۀ حمزه» (تحریر کهن حمزهنامه) و نسبت آن با شبکۀ متون عیاری ـ پهلوانی است. از یکجانب، کوشیدهایم با تمرکز بر شکل متن موجود و شیوۀ محاکات در آن، مختصات اشکال متقدم و ناموجود آن را دریابیم و از جانبی دیگر، تلاش کردهایم شیوۀ اتصال فرم این قصه به زمینۀ اجتماعی را نشان دهیم. این اتصال را با بحث در باب ایدههای پیشینی و شبکۀ تخیل روایی پیگیری کردهایم. برای این منظور، چهار مسأله را در نسبت با یکدیگر بررسی کردهایم: نسبت حمزه بن عبدالمطلب قصه با حمزۀ آذرک؛ کلیگویی در محاکات و ضعف در دراماتیزه کردن قصه و تکرارهای روایی کمجاذبه؛ ردّپای اشکال ناموجود قصه به قراین متن موجود و ناهمگونی و ناهماهنگی روایی آن و اتصال ایدههای پیشینی و الگوی زیرساختی این متن با شبکۀ متون عیاری ـ پهلوانی و تفاوت آن با متون دیگر در روساخت روایت و شیوۀ اجرا. در «قصۀ حمزه» چند ایدۀ پیشینی، بازنمایی و انضمامی شدهاند: «هماهنگ شدن جهان»، «سازگاری پدران و پسران»، «طلب معشوق از سرزمین بیگانه»، «محوریت شاه/پهلوان در نظم اجتماعی»، «ورود تفکر عامه در روایت رسمی در قالب عنصر عیار»، «فهمناشدگی مناسبات عینی و واقعی اقتصادی» و «ارجاع به زمان و مکان دیگر بهمنظور مصون ماندن از اعمال قدرت». علیرغم اتصال شبکهای «قصۀ حمزه» با دیگر متون عیاری ـ پهلوانی، و هماهنگی آنها در انضمامی کردن ایدههای مشترک پیشینی، این قصه در تنظیم و پرداخت روساخت و در شیوۀ اجرای مؤلفههای روایی، اختصاصاتی ویژه دارد.