پدیداری صداوسیمای اسلامی در پارادایم رسانه ای شبکه محور
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان
doi
10.30497/rc.2024.245913.2033چکیده
پارادایم رسانهای جدید متاثر از غلبه رسانههای اجتماعی، نقش منحصر به فردی در شکلدهی ابعاد مختلف جامعه ایرانی دارد. در این میان رسانه صداوسیما نیازمند بازنگری در وضعیت خود و چارچوب بینشی و عقیدتی حاکم بر خود متناسب با این پارادایم رسانهای است. پدیداری وضعیت جدید برای صداوسیما و مولفههای اسلامی بودن آن در دنیای امروز کاملاً طبیعی به نظر میرسد و فهم این مسئله عامل رشد و تعالی این رسانه خواهد بود. پژوهش پیش رو به منظور درک این وضعیت و شرایط از نظریه زمینهای و رهیافت گلیزری (پدیدارشونده) استفاده کرده و به بررسی اسناد و مدارک و نیز دیدگاههای کارشناسان و صاحبنظران حوزه رسانه دینی پرداخته است. یافتههای تحقیق به مقولهها، انگارهها، اصول بنیادین و عناصر ذاتی صداوسیمای اسلامی میپردازد. مقولهها شامل «مولفههای دین اسلام» از جمله فطری بودن؛ «نسبت رسانه و دین» با تاکید بر قدرت رسانه؛ و «تلویزیون دینی» با تاکید بر پیوند آن با زیست روزمره میشوند. همچنین صداوسیمای اسلامی شامل انگارههای فرایندی؛ محتوایی؛ ساختاری (سازمانی)؛ زمینهای (حکمرانی)؛ نهادی (فراصداوسیمایی)؛ و مخاطب (محور) میشود. علاوه بر این، اصول بنیادین پدیدارشده برای صداوسیمای اسلامی شامل پذیرش و بازتعریف مفاهیم جدیدی از دین، رسانه و مخاطب است. این در حالی است که از جمله عناصر ذاتی صداوسیمای اسلامی میتوان به مصلحانه و همدلانه بودن برنامهها و نیز ضرورت سیطره عقلانیت اشاره کرد. از جمله نتایج این پژوهش، لزوم عبور از دیدگاههای رایج درباره نسبت رسانه و دین و حرکت به سمت «پیوند آئینی» این دو با یکدیگر است. آئینی بودن سازوکارهای همدلانه رسانه را در اولویت قرار میدهد، مسئلهای که ضرورت اجتنابناپذیر حیات صداوسیما در پارادایم جدید رسانهای است.