نگرشی نوین به جایگاه شیء فی‌نفسه در کانت و هگل بر اساس مبانی متافیزیکی فیزیک کوانتوم دیوید بوهم

نویسندگان

1 دکتری فلسفه، گروه فلسفه غرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دکتری فلسفه، گروه فلسفه غرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استاد، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی و حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران

doi
10.22091/jptr.2020.4954.2229
چکیده

کانت با تلقی زمان و مکان و مقولات به عنوان شرط شناخت، به تمایز میان پدیدارها و شیء فی‌نفسه پرداخت. نتیجۀ چنین تمایزی که اساس مکتب ایدئالیسم استعلایی اوست، عدم امکان شناخت شیء فی‌نفسه بود. هگل که شیء فی‌نفسۀ کانتی را مانعی در برابر ایدئالیسم مطلق خود می­دید، آن را به عنوان یک مفهوم تناقض‌آمیز کنار گذاشت؛ ولی مکتب او با چالش­های ناشی از حذف آن، مواجه شد. همین چالش­ها ما را به پی گرفتن نگرشی نوین به جایگاه شیء فی‌نفسه از منظر بوهم - به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان معاصر فیزیک کوانتوم - وامی­دارد. نتیجۀ دو رویکرد آنتولوژیکی و اپیستمولوژیکی بوهم، تمایز میان کل (به عنوان حقیقت) و اشیاء (به‌عنوان پدیدارها) بود، این تمایز به تقابل دیدگاه بوهم با هگل می­انجامد؛ تقابلی که نتیجه‌اش، پذیرش شیء فی‌نفسۀ کانتی و عدم امکان تحقق دانش مطلق هگل است. در این نوشتار با شیوۀ تحلیلی - انتقادی تلاش خواهیم کرد تا باتوجه‌به پیشرفت‌های روزافزون علمی و فیزیکی به‌ویژه نظریات فیزیکی - متافیزیکی بوهم، تحکیم موضع کانت را در مورد شیء فی‌نفسه در برابر هگل به اثبات برسانیم. حاصل این تحقیق، هم‌پوشانی فیزیک و فلسفه در مورد مسئلۀ هستی و حقیقت و محدودیت اندیشه در شناخت بنیاد حقیقی عالم است.