تاثیر شبکه های اجتماعی بر اقناع تبلیغات انتخاباتی (مطالعه موردی انتخابات مجلس دهم در تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی
2 دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق
doi
10.30497/rc.2024.11439.1479چکیده
نقش روزافزون شبکههای اجتماعی آنلاین در شکلگیری کنشهای اجتماعی-سیاسی افراد، اهمیت مطالعه تأثیر این شبکهها بر انتخابات را به عنوان مهمترین عرصه رقابت سیاسی آشکار میسازد. این پژوهش به بررسی نحوه اثرگذاری کاربری شبکههای اجتماعی بر تصمیمگیری افراد در فرایند چارچوبسازی رسانهای در زمان انتخابات میپردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا کاربری شبکههای اجتماعی، اثرپذیری از چارچوبسازی مراجع و فرایندهای سنتی اثرگذار بر کنش سیاسی رأیدهندگان را متحول ساخته است؟ برای پاسخ از روش کیفی استفاده شده است. تجربه زیسته رأیدهندگان از تأثیر فضای مجازی بر شکلگیری چارچوبهای گفتمانی مؤثر بر کنش سیاسی و نحوه رأیدهی آنان، از طریق مصاحبههای عمیق جمعآوری و با روش تحلیل گفتمان "پدام" تحلیل شده است. پژوهش بر دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران متمرکز بوده و نمونهگیری از کنشگرانی که به لیست اصلاحطلبان (لیست پیروز) رأی دادهاند، صورت گرفته است.نتایج تحلیل نشان میدهد در زمینه هویتیابی، فضای مجازی نقش تأسیسی کمرنگی در مورد هویت سیاسی در انتخابات مجلس دهم داشته و باید نقش تقویتی آن را بیشتر مدنظر قرار داد. با این حال، با توجه به ماهیت هیجانی و زودگذر رقابتهای انتخاباتی، همین میزان از هویتسازی نیز میتواند قابل توجه باشد. شواهدی از تأثیر فضای مجازی در برساختن هویت اعتدالی یا تعدیل گرایشهای سیاسی نیز مشاهده شده است. این یافتهها حاکی از تقویت جریان "مقاومت تفسیری" در برابر چارچوبسازی فضای مجازی است. به این معنا که کاربران شبکههای اجتماعی، صرفاً پذیرنده منفعل پیامهای سیاسی نیستند، بلکه به طور فعال در تفسیر و بازتعریف این پیامها مشارکت میکنند. این نتایج نشان میدهد که رابطه بین استفاده از شبکههای اجتماعی و رفتار سیاسی پیچیدهتر از آن است که صرفاً بتوان آن را به تأثیرگذاری یکطرفه تقلیل داد. در عوض، این رابطه متقابل و پویا است، که در آن کاربران نقشی فعال در شکلدهی به گفتمانهای سیاسی و تصمیمگیریهای خود ایفا میکنند.