جستاری در ریشههای تاریخی و بنیانهای علمی اصول فرادستی حقوق
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
2 استادیار حقوق، گروه مطالعات خانواده، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22047/hsd.2025.521469.1078چکیده
مقاله حاضر با هدف تبیین ریشههای تاریخی و بنیانهای علمی اصول فرادستی حقوق، به تحلیل انتقادی جایگاه آنها در نظم حقوقی مدرن میپردازد. مسئله اصلی، چیستی و حدود مفهومی اصول فرادستی در تقابل یا تعامل با اصول کلی، قواعد فرادستوری و روایتگرایی حقوقی است. فرضیه محوری پژوهش آن است که اصول فرادستی نهتنها برخاسته از سنت عقلگرایی حقوق طبیعی و حقوق تحلیلیاند، بلکه در بستر روایتهای تاریخی و ساختارهای تفسیری نوین نیز قابلیت بازیابی دارند. روش تحقیق در این نوشتار، توصیفی تحلیلی با رویکردی میانرشتهای است که از منابع فلسفه حقوق، حقوق اساسی تطبیقی و نظریه روایت بهره میبرد. جنبه نوآوری موضوع پژوهش، در ارائه قرائتی تلفیقی از اصول فرادستی بهمثابه مفاهیم نه صرفا انتزاعی، بلکه دارای کارکرد عملی در نظامهای حقوقی روایتمحور و عدالتمدار است. یافتهها نشان میدهد که اصول مزبور، بهویژه در قالب عدالت، کرامت انسانی، و عقلانیت شکلی، واجد کارکرد فراتحمیلی بوده و در فرآیند داوریهای قضایی و تفسیرهای قانون اساسی نقشی ساختاری ایفا میکنند. نتیجهگیری نهایی آن است که اصول فرادستی بهرغم ظاهر انتزاعی، در عمل به مثابه «جهتنماهای معنایی» در نظم حقوقی قابل بازشناسیاند.