خداباوری و یافتههای علومشناختی دین:سازگاری یا ناسازگاری
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام دانشگاه اصفهان،اصفهان، ایران
doi
10.22091/jptr.2019.4041.2054چکیده
اوایل قرن بیست و یکم، شاخۀ جدیدی از حوزۀ علوم شناختی به نام «علوم شناختی دین» توجه محققان بسیاری را به خود جلب کرده است. محققان در این شاخه به دنبال بررسی مکانیزمهای شناختی هستند که باورهای دینی را در انسان تولید یا تقویت میکنند. نظریهها و همچنین شواهد تجربی علومشناختی دین، پرسشهای فلسفی و الهیاتی بسیاری را به دنبال داشته است. یکی از مهمترینِ این پرسشها این است که آیا این یافتهها نشان میدهند که باور به وجود خدا، باوری ناموجّه است؟ پاسخ برخی از فلاسفه به این پرسش مثبت است. به اعتقاد آنها مکانیزمهای شناختی مورد مطالعه در این حوزه، تهدیدی علیه خداباوریاند. دلایل آنها در این خصوص عمدتاً بر مستعدّ خطا بودن مکانیزمهای شناختی و همچنین غیرحسّاس بودن این مکانیزمها نسبت به صدق استوار است. هدف ما در این مقاله این است که نشان دهیم که حتی با فرض پذیرش نظریهها و شواهد تجربی علوم شناختی دین، هیچ یک از این گونه دلایل نمیتوانند ناموجّه بودن باورهای دینی و به ویژه ناموجّه بودنِ باور به خدا را نشان دهند. استدلال ما در این زمینه، بر مانعة الجمع نبودن تبیینهای طبیعی و فراطبیعی و همچنین محدودیت اساسی مکانیزمهای شناختی استوار است.