استدلال پرسش باز مور در فلسفه اخلاق مور و چالش پارادوکس تحلیل در آن

نویسندگان

1 استادیارگروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی رشته ی ﻓﻠﺴــﻔﻪ دین، داﻧﺸـکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه علامه طباطبایی،تهران، تهران

doi
10.22091/pfk.2019.3692.1976
چکیده

استدلال ‌پرسشِ‌ باز نقطۀ عطفی در اخلاق تحلیلی معاصر است که بسیاری از دیدگاهای جدید در واکنش به این استدلال مطرح‌ شدند. در این مقاله به نقد و بررسی استدلال ‌پرسشِ‌ باز و مفروضات معناشناختی آن پرداخته‌ و نشان داده‌ایم که این استدلال کاربستی از پارادوکس تحلیل و نظریۀ توصیفی معنا در مورد مفاهیم اخلاقی است. بنا بر پارادوکس تحلیل‌‌، مقوّمات اشیاء در مفهوم آنها دخیل بوده و بدین جهت تعاریف حقیقی که مشتمل بر مقوّمات اشیاء هستند‌‌، این‌همان‌گویانه و فاقد اطلاع تازه‌اند. در ادامه، برای حلّ پارادوکس تحلیل راه حلّ مستفاد از دیدگاه‌های معناشناختی فرگه‌‌، پوزیتیوسم منطقی‌‌، سهروردی۔لاک و کریپکی۔پاتنم را مطرح کرده و نشان دادیم که‌ هیچ‌یک از این دیدگاه‌ها قابل إعمال بر مفاهیم اخلاقی نبوده و نمی‌توانند پاسخ رضایت بخشی در قبال استدلال ‌پرسشِ‌ باز قلمداد شوند. در‌ نهایت‌‌، توضیح دادیم که می‌توان با الهام از نظریۀ کریپکی۔پاتنم و با توسل به شهودات زبانی، راه حلّ دیگری برای «پارادوکس تحلیل» پیشنهاد کرد. بنا بر این راه حلّ‌‌، ارجاع اولیۀ واژه‌های اخلاقی بر مصادیق خارجی بدون وساطت مفهوم و از طریق شهودات مشترک اهل زبان انجام می‌پذیرد و مفهوم دقیق این واژه‌ها به‌تدریج در فرآیند تحلیل و با لحاظ شهودات اولیّه ساخته و پرداخته می‌شود.