نجات قاعده ملازمه
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22091/pfk.2019.4031.2057چکیده
در این مقاله تلاش میکنم ربط و نسبتی که قاعدۀ ملازمه میان عقل و شرع برقرار میکند را تحلیل کنم. برای این هدف، سه سؤال محوری طرح و به ترتیب تحلیل میشود: نخست، آیا «هر آن چه عقل بدان حکم کند، شرع نیز بدان حکم میکند»؟ دوم، چنانچه در موضوعی حکم شرع و حکم عقل متغایر یا متعارض از آب در آیند، چه باید کرد؟ سوم، چگونه تشخیص یا تمییز بدهیم که احکام صادرشدۀ عقلِ مورد بحث، آلوده / نفسانی / شیطانی است؟ برخی از نتایج مقاله عبارتاند از: 1) از آنجا که عقلهای ما بدون استثناء همگی دسترسناپذیرند، ناگزیریم برای تمییز چگونگی عقلها، همواره به ارزیابی احکام صادرشدۀ عقلها بپردازیم؛ 2). اینکه برای عقل اوصافی پسندیده یا نکوهیده در نظر بگیریم و تصور کنیم با این کار تکلیف تمام احکام صادرشدۀ همۀ عقلهای عالَم را ـ برای همیشه ـ تعیین کردهایم، شیوۀ بیحاصلی است و به نتایجی هم منتهی نمیشود؛ 3) برای نجات قاعدۀ ملازمه از معضلهاش هیچ اقدام یکپارچه و خللناپذیری بدون نفی استقلال عقل نمیتوانیم، صورت بخشیم.