قوای نظری و عملی و نقش آنها در حق و تکلیف انسان
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی, تهران، ایران
doi
10.22091/jptr.2019.3582.1952چکیده
یکی از حلقات اندیشهای علوم انسانی ساحت انسانشناساسانۀ آن است. در ترسیم نظام هنجاری و فلسفۀ ارزش نیز یافتههای انسانشناسانۀ فلسفی، کلامی و تجربی بسیار تعیینکنندهاند. در این مقاله که به بخشی از این برنامۀ پژوهشی میپردازد، پرسش اصلی این است که قوای نظری و عملی نفس ناطقه، چه نقش و تأثیری در شکلگیری نظام تشریعی حقها و تکلیفهای انسانی دارند؟ پاسخ به این پرسش، هدف این نوشتار است که از سویی به پژوهشهای فلسفی۔کلامی و از جانب دیگر به فلسفۀ ارزش و به ویژه ارزشهای اخلاقی و حقوقی پیوند خورده است. این بررسی ناگزیر به شیوۀ تحلیلی و تطبیقی به انجام خواهد رسید و با توجه به دامنۀ گستردۀ این پرسش، لاجرم قلمرو آن به آرای سه صاحبنظر برجسته ؛ یعنی خواجه نصیر الدین طوسی، علامه حلّی و ملاصدرا محدود میشود. ترتیب منطقی اقتضاء میکند که پس از طرح مسئله، نخست مبادی تصوری و تصدیقی آن تبیین شود و سپس چرایی و چگونگی ابتنای هریک از حق و تکلیف بر قوای نظری و عملی نفس انسانی جداگانه شرح داده شود. حاصل این مطالعه ثابت میکند که بدون وجود قوای نظری و عملی در نفس انسانی نظام تشریعی حق و تکلیف مصداق ندارد و قابل توجیه نیست.