تجدد و چرخش گفتمانی سیاستگذاری فرهنگی ایران در دوران قاجار و پهلوی
نویسندگان
1 رﺋﯿﺲﻣﺮکز ﺗﻤﺪن پژوﻫﺸکده ﺷﻬﯿﺪﺻﺪر داﻧﺸگاه ﺟﺎﻣﻊ اﻣﺎم ﺣﺴﯿﻦﻋﻠﯿﻪاﻟﺴﻼم، ﺗﻬﺮان، ﺟﻤﻬـﻮری اﺳـﻼمی اﯾـﺮان
2 داﻧﺸﺠﻮی دکتریﻣﻌﺎرف اﺳﻼمی وﻓﺮﻫﻨگ و ارﺗﺒﺎﻃﺎت داﻧﺸگاه اﻣﺎم ﺻﺎدقﻋﻠﯿﻪاﻟﺴﻼم،ﺗﻬﺮان، ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼمی اﯾﺮان
doi
10.30497/rc.2022.243252.1915چکیده
مسئله اصلی پژوهش حاضر تأثیر تجدّد در ساختار سیاستگذاری فرهنگی ایران است. برای پاسخ به این سؤال به آغاز ورود تجدّد به ایران در دوره قاجار پرداخته و آثار آن در سیاستگذاری فرهنگی دوران قاجار و پهلوی بررسی میشود. روشنفکران ایران با تعلقخاطر به جهان نوین، ایران را عقبافتاده از قافله تمدن پنداشته و دولت را مأمور ایجاد بخش فرهنگ برای تربیتِ فرنگیمآب مردم میدانستند. برهمیناساس، اجماع روشنفکران و شاهان ایران موجب تغییرهای تدریجی در ساختار سیاستگذاری فرهنگی ایران میگردد. در این پژوهش دوگونه آرمانی از سیاستگذاری فرهنگی برای دو دوره ایران پیشانوین و ایران نوین معرفیشده که بهصورت گفتمانی صورتبندی شدهاند. گفتمان سیاستگذاری فرهنگیِ بومی حول دال مرکزی «استمرار سنت» شکل گرفته و با محوریت نهادهای مردمی عمل میکند. درحالیکه گفتمان سیاستگذاری فرهنگی دولتی حول دال مرکزی «همشکلی با غرب» شکلگرفته و با محوریت سازمانهای دولتی عمل میکند. در این پژوهش با روش کتابخانهای ـ اسنادی دادههای تاریخی جمعآوری میشود، سپس با استفاده از گونهشناسی نوع آرمانی، دو گونه از سیاست فرهنگی مورد اشاره قرارگرفته و ارتباط و پیوستگی درونی آنها با روش مفصلبندی ترسیم میشود.