فلسفه رئالیسم انتقادی و مطالعات سازمان و مدیریت

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

2 گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، عضو وابسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی

3 دکتری مدیریت منابع انسانی از علامه طباطبایی

doi
10.22047/hsd.2025.504730.1062
چکیده

مکتب رئالیسم انتقادی بر اساس هستی شناسی و شناخت شناسی ویژه ای که دارد برای مطالعه پدیده های اجتماعی و شناسایی سازِکارهای مولد زیربنایی این پدیده ها و رویدادها واجد روش شناسی خاصی است .این مقاله به بررسی چالش‌های روش‌شناختی مرتبط با کاربست رئالیسم انتقادی در مطالعات سازمان و مدیریت می‌پردازد. رئالیسم انتقادی با تأکید بر لایه‌های واقعیت، سازِکارهای علّی، و تعامل ساختار و عاملیت، جایگزینی قوی برای پارادایم‌های تحصل‌گرایی و تفسیرگرایی ارائه می‌دهد. با این حال، عملیاتی‌سازی این چارچوب فلسفی در پژوهش‌های سازمانی، به‌ویژه در زمینه شناسایی و تأیید تجربی سازِکارهای علّی، ترکیب روش‌های کمی و کیفی، و حساسیت به بستر، با چالش‌های متعددی مواجه است. این مقاله ابتدا مبانی فلسفی رئالیسم انتقادی را بررسی کرده، سپس چالش‌های روش‌شناختی آن را تحلیل می‌کند و در نهایت راهبردهایی برای غلبه بر این چالش‌ها، از جمله توسعه چارچوب‌های پژوهشی، تلفیق استدلال استفهامی و استرجاعی، و ترویج کثرت‌گرایی روش‌شناختی ارائه می‌دهد. هدف، ارتقای دقت نظری و تأثیرگذاری پژوهش‌های مدیریت و سازمان از طریق بهره‌گیری اثربخش از ظرفیت‌های رئالیسم انتقادی است.