بدنمندی سوژه در میانۀ هستیشناسی و اخلاق: واکاوی پدیدارشناسانه بَدن در اندیشۀ هایدگر و لویناس
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای تخصصی فلسفه (محض)، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22091/jptr-pfk.2019.2889.1825چکیده
تاریخ دریافت: ۱۲/۱۱/۱۳۹۶ | تاریخ پذیرش: ۲۰/۰۱/۱۳۹۸ هایدگر در هستی و زمان به بحث از بدنمندی «دازاین» نپرداخته است و آن را به مجالی دیگر موکول کرده است، یعنی در درسگفتارهای زولیکون (1969۔1959م) - که برای پزشکان و روانشناسان سوئیسی ارائه شدهاند. او این واقعیت بنیادین که بدنمندیِ دازاین گشایشی به روی جهان است، اگزیستانس او فرای بدن فیزیکی اوست و میتواند جهان را در افق بدنمندیاش تفسیر نماید را با عنوان «بدنبخشی پیشرونده» معرفی میکند. در طرف مقابل، لویناس با رویکرد اخلاقی خاص خود به نقدِ دازاین هایدگری میپردازد: دازاین هایدگری آنجوری که باید انضمامی و «از گوشت و خون» دیگر آدمیان نیست! لویناس بر این عقیده پافشاری میکند که مواجهۀ چهره به چهره سوژه با دیگری - در مقام شرط امکان اخلاق - ذیل واقعیتِ بدنمندانه میگنجد. حکمت نوین بدن در بستر برقراری رابطۀ اخلاقی من با دیگری و گشودگی من دربرابر طلب و نیازهای او شکل میگیرد. در این مقاله، ضمن واکاوی پدیده بدنمندی سوژه در پدیدارشناسیهای متفاوت این دو فیلسوف به مداقّه درباب نقد لویناس، یعنی «از گوشت و خون» نبودن دازاین هایدگری پرداخته خواهد شد. [1]. این مقاله مستخرج از رساله دکترای تخصصی فلسفه (محض) با عنوان «اهمیت بدنمندی سوژه در پدیدارشناسی اخلاقی امانوئل لویناس» است. 🞕 ریختهگران، محمدرضا، صیّادمنصور، علیرضا. (۱۳۹۸). بدنمندی سوژه در میانۀ هستیشناسی و اخلاق: واکاوی پدیدارشناسانه بَدن در اندیشۀ هایدگر و لویناس. فصلنامه پژوهشهای فلسفی۔کلامی. ۲۱ (۷۹)، ۷۱۔۹۶. https://doi.org/10.22091/jptr-pfk.2019.2889.1825