علیّت عدمی و بررسی یک روایتِ ناواقعگرایانه
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، ایران
doi
10.22091/jptr-pfk.2019.3417.1924چکیده
تاریخ دریافت: 31/0۴/۱۳۹۷ | تاریخ پذیرش: ۲۲/۱۱/۱۳۹۷ در زبان روزمره، زبان علمی، احکام اخلاقی و دعاوی حقوقی جملات زیادی وجود دارد که در آنها امری عدمی، علّت یا معلول یا هم علّت و هم معلول واقع شده است؛ جملاتی مانند: «بیتوجهیِ حامد به گُلها علّت از میان رفتن آنهاست»، «کمبود ویتامینِ دی علّت بیماری نرماستخوانی است» و «خودداری جرّاح از جراحی، علّت مرگ بیمار است». علیّت مورد استفاده در این جملات را میتوان «علیّت عدمی» خواند. یک پرسش اساسی دربارۀ این دست جملات این است که آیا کاربرد واژۀ «علت» در چنین مواردی، ناشی از بیدقتی و تسامح است یا حاکی از امری واقعی و مستقل از ذهن ما. به بیان دیگر، آیا باید تعبیر «علیّت» در این جملات را واقعگرایانه خوانده، حاکی از امری عینی دانست و یا آنکه باید آنها را ناواقعگرایانه خواند و بیانِ محرَّفی از واقعیت شمرد. هلن بیبی از جمله فیلسوفان تحلیلی است که از موضعی دیویدسونی بر ناواقعگرایی در علیّت عدمی استدلال کرده است. نگارنده پس از توضیح کوتاه علیّت عدمی و طرح مسئله، به صورتبندی و ارزیابی استدلالهای بیبی پرداخته، نشان داده که استدلالهای او ناتمام است. ادعای نویسنده در اینجا، صرفاً انتقادی و سلبی است و به منزلۀ دفاع از واقعگرایی در علیّت عدمی نیست. طالقانی ، سید علی. (۱۳۹۸). علیّت عدمی و بررسی یک روایتِ ناواقعگرایانه. فصلنامه پژوهشهای فلسفی۔کلامی. ۲۱ (۷۹)، ۹۷۔۱۲۰. https://doi.org/ 10.22091/jptr-pfk.2019.3417.1924