همگرایی دانش: از مسیر همزیستی دیالکتیکی کلگرایی و تخصصگرایی
نویسندگان
1 گروه مدیریت دولتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشگاه علامه طباطباییی
3 گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22047/hsd.2025.503243.1061چکیده
تعارض میان کلگرایی و تخصصگرایی سالهاست که بهعنوان یک نقطه اختلاف مهم در حوزه علم، از جمله علم مدیریت باقی مانده است. این مقاله به بررسی بنیانهای نظری مفهوم کل گرایی و تخصص گرایی، تکامل تاریخی آنها و پیامدهایشان برای شیوههای مدیریتی معاصر میپردازد. در پژوهش حاضر، ما به روش مطالعات سیستماتیک به بررسی 120 مقاله پیرامون کل گرایی و تخصص گرایی پرداخته و تجزیه و تحلیل داده ها را در مرحلۀ اول به کمک روش تحلیل محتوا و در مرحلۀ بعد به کمک نرم افزار NVivo و ترسیم نقشۀ دانش انجام داده دادیم. یافتهها نشان میدهد ایجاد تعادل میان رویکرد کلگرا و تخصصگرا، برای تصمیمگیری مؤثر و تقویت نوآوری سازمانی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. همچنین براساس نتایج پژوهش، هریک از رویکردهای کلگرا و تخصصگرا، مزایا و معایبی دارند که ما با استفاده از منابع بینرشتهای، و منطق نظری دیالیکتیک، چارچوبی ترکیبی را برای رفع این خلاء پیشنهاد میکنیم که آنرا همزیستی دیالیکتیکی کلگرا-تخصصگرا مینامیم. الگوی استخراجی تلاش می-کند با ترکیب و سنتز دو رویکرد کلگرا و تخصصگرا و استفاده از استراتژی های تلفیق، به تعارضات موجود خاتمه داد و استفادۀ بهینه از هر دو رویکرد را ممکن سازد.