ارائه مدل علّی بررسی متغیرهای مؤثر بر ارتکاب به جرایم محیط زیستی (مورد مطالعه‌: شهر کاشان)

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

doi
10.22034/envj.2022.165173
چکیده

پیشینه و هدف: محیط­ زیست و لزوم حفاظت از آن یکی از موضوعاتی است که در عصر حاضر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و متخصصان حوزه ­های مختلف علم قرار گرفته است. محیط­زیست یکی از ابعاد دستیابی به توسعه­ ی پایدار به شمار می ­آید. آن­ چه که بر همگان روشن است، فقدان حیات جوامع بشری بدون برخورداری از محیط زیستی سالم است. رویکردهای متفاوتی به موضوع محیط­ زیست وجود دارد که از آن جمله می­ توان به رویکرد محیط ­زیست محور و رویکرد انسان محور اشاره کرد. رویکرد اول، محیط ­زیست را در مرکز توجه خود قرار داده و لزوم حفاظت از آن را بر همگان ضروری می­ داند. رویکرد دوم، که با رویکرد فایده ­گرایانه مرتبط است، محیط­ زیست را در خدمت بشر دانسته و هرگونه حقوق اعم از حقوق حیوانات، گیاهان و غیره را از آن سلب می­ کند. رویکرد اول منجر به شکل­ گیری قوانین به منظور محافظت از محیط­ زیست می­شود. این­ گونه قوانین بر مبنای هنجارها و ارزش ­ها و میزان اهمیت موضوع از نظر استراتژیست­ ها و قانون­ گذاران هر کشور برنامه­ ریزی، وضع و ابلاغ شده و توسط مجریان قوانین مورد اجرا می­ گیرند. در این میان، برخی از جرایم محیط ­زیستی ارتکاب می­ یابند که اثرات جبران ناپذیری را به محیط ­زیست وارد می­ کنند، اما توسط جرم ­شناسان جرم­ انگاری نشده ­اند و مرتکبان به آن هرگز مورد بازخواست و تنبیه قرار نمی­ گیرند. این­ گونه جرایم که در دسته­ ی جرایم حقوق بشری قرار دارند، از منظر جامعه­ شناختی مورد توجه قرار می­ گیرند. جرایم محیط­زیستی بر اساس موقعیت جغرافیایی، فرهنگ و کنش ­های افراد متنوع بوده و از جامعه ­ای به جامعه ­ی دیگر متفاوت است. شناسایی جرایم محیط ­زیستی و نیز عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط بر ارتکاب جرایم از سوی افراد جامعه به مسئولان جامعه در جهت پیشگیری از ارتکاب جرم و دستیابی به محیط ­زیستی سالم جهت ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان کمک می­ کند. پژوهش پیش­رو با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی ارتکاب به جرایم محیط­ زیستی توسط شهروندان کاشانی ساخت یافته است.مواد و روش ­ها: پژوهش حاضر پیمایشی و  با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. بدین ترتیب که در ابتدا، پرسشنامه ­های استاندارد موجود و پرسشنامه­ ی محقق ساخته پیرامون جرایم محیط­ زیستی  پس از سنجش پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ بین پاسخ­گویان 16 تا 70 ساله ­­ی کاشانی که به روش نمونه ­گیری خوشه ­ای انتخاب شده ­بودند، توزیع شد. تعداد نمونه با استفاده از روش کوکران 358 نمونه برآورد شده بود که به منظور دقت بیشتر این میزان به 481 نمونه ارتقا یافت. داده­ ها، پس از جمع ­آوری، توسط نرم­ افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در نهایت با استفاده از نرم­افزار AMOS مدل مفهومی پژوهش مورد آزمون قرار گرفت.نتایج: نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر آن است که هویت ملی با تاثیرگذاری 35/0، هویت شهری 28/0، سرمایه­ ی اجتماعی 27/0، سرمایه فرهنگی 38/0، دینداری 12/0، آگاهی محیط ­زیستی 33/0 و فرهنگ شهروندی 56/0 به شکل معکوس و معناداری بر جرایم محیط­ زیستی اثر دارند. در این میان فرهنگ شهروندی با ضریب مسیر 56/0- بالاترین ضریب مسیر مستقیم و هویت ملی با ضریب 92/0  بالاترین اثرگذاری غیرمستقیم بر ارتکاب به جرایم محیط ­زیستی را به خود اختصاص داده اند. هم­ چنین، در پژوهش حاضر، میزان شاخص‌های نکویی برازش GFI و AGFI و CFI و NFI بیشتر از 90/0 گزارش شده است که دال بر برازش مناسب مدل تحقیق است.بحث: در این ارتباط فرهنگ شهروندی و هویت ملی به ترتیب با بالاترین تأثیر مستقیم و غیرمستقیم نقش به­ سزایی در کاهش جرایم محیط ­زیستی دارند. در نتیجه، با مشارکت هرچه بیشتر افراد جامعه در فعالیت­ های مربوط به شهر و نیز افزایش مسؤولیت ­پذیری آن­ ها در ارتباط با شهر محل زندگی و نیز شناسایی و تحکیم هویت ملّی از سوی برنامه ­ریزان و مجریان قوانین می ­توان اقدامات سازنده­ای در جهت کاهش جرایم محیط ­زیستی انجام داد.