تحلیل پاسخ مرتضی مطهری و ونسن برومر در مسئلۀ شفاعت و خیرخواهی خداوند
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری رشته کلام ۔ فلسفه دین و مسائل جدید کلامی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه و کلام دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
doi
10.22091/pfk.2019.2819.1812چکیده
موزۀ شفاعت در سنّت اسلامی به معنای درخواستِ شخص برای آمرزش دیگری است و در سنّت مسیحی علاوه بر آمرزش، مواردی همچون اعطای خیر به دیگری را نیز شامل میشود. استاد مرتضی مطهری و ونسن برومر پذیرش شفاعت را، با اِشکال برتر بودن رحمت شفیع نسبت به رحمت خداوند و مقید شدن خیرخواهی خداوند، مواجه میدانند. مطهری پاسخ این اِشکال را در گرو توجه به سلسلهوار بودن نظام جهان و اعطای خیرات به موجودات در قالب نظامی طولی میداند. شفاعت علّت ایجادی آمرزش نیست، بلکه صرفاً علّت اِعدادی برای اِعطای آمرزش از سوی خداوند است. برومر برای پاسخ به اِشکال، اذن خداوند برای مشارکت انسان در خیررسانی به دیگران را در قالب دعا مطرح میکند. از نگاه برومر، خداوند عالَم را بهگونهای قرار داده است که انسان از طریق دعا، ضمن برقراری رابطهای عاشقانه با خداوند، میتواند در برآوردهکردن دعا نیز مشارکتی فعالانه با قدرت الهی داشته باشد. به این ترتیب، مطهری و برومر با پاسخهای خود، شفاعت و مطلق بودن خیرخواهی خداوند را سازگار میدانند. در نگاه هر دو، عالَم دارای نظامی است که در آن انسانها میتوانند با اذن الهی در رساندن خیر به دیگران، نقش ایفا کنند.