چرخه سیاستگذاری آموزشعالی در ایران: روندها، فرایندها و چالشها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی - دانشکده حقوق و علوم سیاسی - دانشگاه فردوسی مشهد - مشهد - ایران
2 استادیار علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد - مشهد - ایران
doi
10.22047/hsd.2024.447890.1009چکیده
آموزشعالی در جوامع مختلف به جهت تأمین نیروی انسانی متخصص و توانمند و ارتباط نزدیک با بحث توسعه، امروزه مورد توجه جدی قرار داشته و از این رو سیاستگذاری صحیح و کارآمد در این حوزه را میطلبد. سعی ما در این مقاله تحلیل چگونگی چرخه سیاستگذاری آموزش عالی در ایرانِ پسا انقلاب و بررسی میزان کامیابی یا ناکامی این سیستم است. از این رو پرسش اصلی مقاله این است که چرخه سیاستگذاری آموزشعالی در ایران چگونه است و دستاوردهای مثبت و منفی این سیاستگذاریها چه بوده است؟ یافتههای پژوهش نشانگر این است که سیاستگذاری آموزشی در ایران در مرحله طراحی، روندی متمرکز و از بالا به پایین، آرمانگرایانه و ایدئولوژی محور دارد و در مرحله اجرا دارای ضعفهای اساسی است. اهداف طراحی شده کلی و مبهم بوده و با واقعیات موجود در اجرا ناهماهنگ است. رشد کمیّ دانشگاهها و افزایش جمعیت باسواد کشور، افزایش زنان تحصیلکرده، تأسیس دانشگاه آزاد و دانشگاههای غیر دولتی، تأسیس دانشگاه پیام نور و آموزش از راه دور و نیز تأسیس دانشگاههای بینالمللی از دستاوردهای مثبت سیستم سیاستگذاری آموزشعالی در ایران بوده است. از طرفی عدم استقلال دانشگاه-ها، عدم تناسب میان رشد کمیّ و کیفی دانشگاهها، فعال نبودن حوزه عمومی برای بیان نظرات ذینفعان و کارشناسان دانشگاهی، رواج مدرک-گرایی، عدم تناسب رشتههای دانشگاهی با نیازهای جامعه و بازارکار و شمار زیاد بیکاران دانشگاهی، از جمله ناکارآمدیهای نظام سیاستگذاری آموزشعالی در کشور است.