تجربۀ سرپرستی خانوار توسط زنان و چرخۀ بازتولید فلاکت (نمونۀ موردی: زنان سرپرست خانوار شهر کرج)
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده ادبیات دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی مسائل ایران دانشگاه ازاد اسلامی واحد کرج
3 دکتری جامعهشناسی مسائل اجتماعی ایران و مدرس دانشگاه فرهنگیان
4 استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده ادبیات دانشگاه خوارزمی
5 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jisr.2021.307490.1096چکیده
زنان سرپرست خانوار نیازمند بهمثابه آسیبی اجتماعی شناخته میشوند. این گروه از زنان آسیبپذیر، با مجموعهای از مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مواجه هستند که چرخهای از بازتولید فقر و فلاکت را برای آنها رقم میزند. تحقیقات نشان میدهد زنان سرپرست خانوار که دارای فرزند هستند، پنج برابر خانوادههای معمولی در معرض آسیبپذیری ناشی از فقر قرار دارند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط گروهی از زنان سرپرست خانوار در شهر کرج که به دلایل مختلفی (فوت همسر، زندانی بودن همسر، طلاق و...) سرپرست خانوار شناخته میشوند، به مطالعۀ آسیبهای گوناگون این زنان، شامل حوزۀ اقتصاد و معیشت، حوزۀ اجتماعی و احساس امنیت و حوزۀ مشکلات فرزندان میپردازد و نقش این سه حوزه را در بازتولید چرخۀ فلاکت تحلیل میکند.در مقالۀ حاضر، تجربیات زیستۀ زنان سرپرست خانوار مطالعه میشود. ابتدا با اتخاذ روششناسی کیفی، با 22 نفر از زنان سرپرست خانوار در شهر کرج مصاحبۀ عمیق انجام گرفت و دادههای گردآوریشده به شیوۀ تحلیل تماتیک تحلیل شدند. میدان پژوهش محدودۀ شهری شهر کرج است. مشارکتکنندگان در پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک گلولهبرفی انتخاب شدند. یافتهها نشان داد زنان سرپرست خانوار با مشکلات متعددی مواجه هستند که هرکدام به شکلی به بازتولید شرایط نامطلوب زندگی آنها و پایداری آن کمک میکند. مهمترین این مشکلات عبارتاند از: محرومیت اقتصادی (تأمین معیشت و نیازهای روزمرۀ خود و فرزندان)، مشکلات اجتماعی (احساس امنیت اجتماعی در مناسبات اجتماعی و تعاملات بینفردی)، تفکر و برداشتهای فرهنگی (نگاه ترحمآمیز، طردکننده و تحقیرآمیز) مشکلات مربوط به توانمندیها (مهارتهای شغلی و مهارتهای ارتباطی)، مشکلات حوزۀ سلامت و بهداشت (بیماری و مشکلات جسمی و روحی و روانی) و... .مشکل عمدۀ این زنان «فقر قابلیتی» است، یعنی اکثر این زنان قابلیتها و توانمندیهای لازم نظیر سواد، تحصیلات عالی و سلامت جسمانی برای خروج از ورطۀ فقر را ندارند و این امر دایرۀ انتخابهای آنها را برای زندگی بهشدت محدود میکند. فقر قابلیتی همراه با چالشهای حوزههای سهگانه به وضعیتی منجر شده که در مقالۀ حاضر با عنوان فلاکت از آن اسم برده شده است. نداشتن بسیاری از فرصتها (فرصت داشتن خانوادۀ خوب، داشتن پدر، تحصیل مناسب و...) برای خانوادههای زنسرپرست بهنوعی موجب استمرار و بازتولید چرخۀ فلاکت (آسیب اقتصادی، آسیب تعاملات و فرزندان آسیبدیده) میشود