فلسفۀ اسلامی متأخر و دانشِ ما به جهان خارج
نویسندگان
1 استادیارگروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
doi
10.22091/pfk.2017.2394.1719چکیده
از زمان دکارت و طرح استدلالهای شکاکانه، دانش به جهانِ خارج یکی از دغدغههای فیلسوفان معرفتشناس غرب بوده است. این پرسش در فلسفۀ اسلامیِ سنتی مسئله نبوده است و در دوران اخیر و پس از آشنایی فیلسوفان مسلمان با فلسفۀ جدید غرب، برخی فیلسوفان اسلامی متأخر برای پاسخ به «شکاکیت دربارۀ جهان فیزیکی»، در صدد اثبات وجود جهان مادّی برآمدهاند. تأمّلات آنها دربارۀ موضوع به دو راهبرد متافیزیکی منتهی شده و آنها یا از راه توسّل به «اصل علیّت» و یا از راه «ضرورت مطابقت ادراکهای حسّی با اشیای فیزیکی» بر وجود جهان خارج استدلال کردهاند. این مقاله نشان میدهد که هیچکدام از این استدلالها نمیتوانند مدعاهایشان را اثبات کنند. بهعلاوه حتی اگر استدلالهای ایشان در اثبات نتیجه مورد نظر موفّق باشند، استدلال معروف و قوی «از راه جهل» به نفع شکاکیت در برابر این استدلالها مقاوم است.